آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢
یک چنین قسمی دارید ؟ " « ام لکم ایمان علینا بالغه الی یوم القیامه " یا شما بر عهده ما یک قسمی دارید ، یعنی ما را قسم دادهاید و ما قسم خوردهایم که استثنائا برخلاف همه کتابهای آسمانی و همه دلیلهای عقلی ، ما برای شما چنین کاری بکنیم که " « ان لکم لما تحکمون »" برای شما همان چیزی است که شما حکم کنید و هر چه دل شما بخواهد؟ همه عطف به آن گذشته است : " « ان کان ذا مال و بنین »" یعنی این دارمدارمها ، کار را به جایی میرساند که انسان خیال میکند که آنچه دل او بخواهد همان است که باید بشود، هر چه او حکم کند همان خواهد بود، هر چه او دلش بخواهد همان میشود. چون دیده که در دنیا هر چه خواسته، شده است، این برایش یک اصل کلی شده است . بعد قرآن میگوید که ای بدبخت بیچاره ! اینکه هر چه از مادیات خواستی ، شده است ، همین برای تو عقوبت الهی بوده است که آن را برای خودت یک اصل قرار دادهای ، و اگر تو استحقاق لطف و عنایت خدا را میداشتی ، در یکجا آن چیزی که میخواستی نمیشد تا تو بیدار شوی . موفقیتها عیب بزرگش این است که انسان را بیهوش میکند ، و شکستها حسن بزرگش این است که انسان را به هوش میآورد . موفقیتها غالبا انسان را مغرور ، غافل و از خود بیخبر میکند ، و برعکس ، شکستهاست که انسان را بیشتر به فکر وادار میکند و پرده غفلت را از جلوی چشم انسان برمیدارد .
دوست داشتنهای خدا بیمنطق نیست
در آیات بعد میخوانیم خیلی افراد هستند که هر چه بیشتر