آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩
عهدهداری و دو تعهد است ، یک عهدهدار شدن از طرف بنده ، که کلمه " توکل " از این جهت است ، و یک عهدهدار شدن از طرف خدا : تو عهدهدار وظیفه خودت و طاعت خدا باش ، در سرنوشت اعتمادت بر خدا باشد . در " علی الله " کلمه " معتمدا " تضمین شده است . تو در هر کاری توجهت به وظیفه خودت باشد ، ولی انسان که نمیتواند نگران سرنوشت خودش نباشد ، در آن جهت تکیهات بر خدا باشد . " توکل معتمدا علیالله " عهدهدار کار خود و وظیفه خودت باش ، درحالیکه تکیهات به خدا باشد ، در سرنوشت تکیهات به خودت نباشد ، به خدا باشد . تو اگر وظیفه خودت را خوب انجام بدهی ، مطمئن باش سرنوشتت به دست او خوب خواهد شد و از بین نخواهد رفت . از اینجا معلوم میشود که توکل به معنای یک کار یکطرفه ، یعنی من هیچ تعهدی را نپذیرم ، فقط سرنوشتم را به خدا بسپارم ، بعد هم بروم بخوابم ، [ مردود است ، ] پس تکلیف وظیفه چه میشود ؟ خدا آن وقت متعهد سرنوشت انسان میشود که انسان متعهد وظایف خودش بشود . تو راه خدا را پیش بگیر و در هر کاری ببین وظیفه چیست ، به تکلیف خودت عمل کن ، آن وقت ببین خدا چگونه سرنوشت تو را خوب میسازد . پس در مفهوم توکل دو چیز خوابیده است : از طرف بنده قبول کردن وظایف الهی که به او واگذار شده است ، از طرف خدا قبول کردن سرنوشت خوب که بنده به او واگذار کرده است . خدا تکلیف به تو واگذار کرده است ، تو آن را بپذیر ، تو سرنوشتت را به خدا بسپار ، خدا آن را میپذیرد . « و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا . »