آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤
و احمقانه [باعث شده] که تا آیات ما (آیات الهی) بر او خوانده میشود ،
میگوید اینها افسانههای قدیمی است ، خرافات است ، افسانههایی است که
گذشتگان ساختهاند ، آدم عاقل ، یک آدم روشنفکر که زیر بار این حرفها
نمیرود .
آنجا که آیه " « و لا تطع کل حلاف مهین »" را تفسیر میکردم ، عرض
کردم که در دو آیه " « فلا تطع المکذبین ودوا لو تدهن فیدهنون »" [١]
نظر به این جهت بود که با اینها توافق نکن ، برای اینکه موضوع توافقی که
اینها میخواهند تو با آنها در آن موضوع توافق کنی این است که تو از بعضی
دعوتهای خودت صرفنظر کنی . چنین پیشنهادی را هر کسی بکند نباید پذیرفت
، چون او تو را دروغگو میداند که چنین پیشنهادی میکند و این قابل تصالح
نیست . ولی آیه " « و لا تطع کل حلاف مهین »" ناظر به موضوع نیست که
چون در موضوع دعوت تو چنین پیشنهادی میکنند [ اطاعت نکن ، بلکه ] اصلا
خود اینها قابل نیستند ، اینها رسیدهاند به جایی که [ درد ] اینها را جز
اینکه دماغشان به خاک مالیده شود چیز دیگر چاره نمیکند ، یک راه بیشتر
وجود ندارد و آن همین است ، و لهذا بعد از همه اینها میفرماید : « سنسمه
علی الخرطوم ».
در زبان عربی بیشتر و در زبان فارسی کمتر ، " بینی " مظهر عزت و
ذلت انسان است . مثلا در فارسی وقتی میخواهیم بگوییم فلانکس ذلیل و پست
شد میگوییم بینیاش به خاک مالیده شد . عرب هم میگوید " رغم انف " .
در فارسی شاید کم گفته میشود به کسی که خیلی تکبر به خرج میدهد و
بیاعتناست ، میگویند خیلی دماغت را
[١] قلم / ٨ و [٩]