آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩
ولی انسان از نظر جسم ، کامل ( یعنی تمامشده ) به دنیا میآید ، یک عضو ناتمام از او باقی نیست که در دنیا بخواهد تمام شود ، مثلا قلبش ، کبدش ، رودهاش ، چشمهایش ، دستهایش ، لبش ، در عالم رحم تمام نشده باشد ، بعد در دنیا بخواهد تمام شود ، به او بگویند دیگر چشم و ابرویت را خودت درست کن ، تا اینجا خلق شدهای ، از این به بعد اختیارش با خودت که چشمت را هر طور میخواهی بساز ، میخواهی مشکی باشد یا میشی یا آبی ، ابرویت هم میخواهی کج باشد یا راست . اما انسان از نظر روح یک منزل نسبت به جسم عقب است ، یعنی جسمش در مرحله رحم تمام میشود و روحش در دنیا باید تمام شود . این است که دنیا رحم جان انسان است . از نظر جسم ، خودش در رحم خودش را نساخته است ، او را تمام کردهاند ، از نظر روح ، در عالم دنیا خودش باید خودش را تمام کند و بسازد . این است که قلم قضا و قدر را در دنیا به دست خود انسان دادهاند ، نقاشی و رسم و طراحی و مهندسی ساختمان روحی انسان را در دنیا به خود انسان دادهاند . مدلها را هم به انسان معرفی کردهاند ، انسانهای کامل ، انسانهای شرور ، گفتهاند میخواهی خودت را مطابق این مدل بساز ، این پیغمبر است ، این علی است ، این امام حسن است ، این امام حسین است ، این سلمان است ، این ابوذر است ، آن دیگری فرعون است ، هامان است ، نمرود است ، اختیار باتوست ، میخواهی چشم روحت را مثل آن بساز یا مثل این ، ابروی روحت را مثل آن بساز یا مثل این ، رنگ روحت را مثل آن بساز یا مثل این . این را میگویند " خلق " . حالات روحی انسان وقتی که به صورت ملکه دربیاید " خلق " گفته میشود .