آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥
برای اینکه مردم ، حتی بیغرضها ، یک مقیاس در دست دارند و آن همان اکثریت مردم است ، هر که از مقیاس اکثریت خارج بود ، او را یک آدم غیرطبیعی میدانند . ولی یک وقت کسی از مقیاس اکثریت خارج است به دلیل اینکه از این مقیاس پایینتر است ، و یک وقت کسی از مقیاس اکثریت خارج است به دلیل اینکه از این مقیاس بالاتر است . « ما انت بنعمه ربک بمجنون ». اگر " ب ، " با سببیه باشد ، یعنی به موجب این انعام پروردگارت ، و اگر " ب ، " با معیت و مصاحبه باشد ( که این شاید بهتر است ) یعنی تو با این نعمتی که همراهت هست و با این موهبت نبوتی که همراه تو هست ، آیا تو دیوانهای ؟ ! « و ان لک لاجرا غیر ممنون » . میدانیم که " « نزل القرآن علی نحو ایاک اعنی واسمعی یا جاره »" . تعبیر " ایاک اعنی واسمعی یا جاره " مثلی است در زبان عربی که نظیر آن در فارسی " به در بگو تا دیوار بشنود " است . قصه آن مثل در زبان عربی این است که میگویند زنی همسایهای داشت ( شاید مثل این موجرها و مستاجرهای فعلی تهران که یک ناراحتی وجود دارد ) ، میخواست به او یک حرفی زده باشد ، یک کس دیگر را مخاطب قرار داده بود ، به او حرفهایی میزد که با آن همسایه تطبیق کند . او درست نمیفهمید . همینکه حرفهایش را زد ، گفت : " ایاک اعنی واسمعی یا جاره " گوش کن ، با تو سخن میگویم ، اگر به او میگویم مقصودم تو هستی . در حدیث است که قرآن نازل شده است به " ایاک اعنی و اسمعی یا جاره " یعنی در بسیاری از موارد ، مخاطب پیغمبر است ولی مقصود و منظور و آن کسی که باید گوش کند پیغمبر نیست . کانه به مردم میگوید ای مردم شما گوش کنید ، به او داریم میگوییم ولی او خودش که در کار