آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩
دیگر تکرار نمیکنیم . معنی دیگری که برایش ذکر کردهاند ، گفتهاند " ن " به معنی دوات است ، آن دواتی که قلم را در آن میزنند و مینویسند ( محل مرکب ) . البته معنی دیگری هم دارد و آن " ماهی " است . از این سه احتمال ، آن احتمالی که اشکالی بر آن وارد نیست همان است که اینجا " ن " به عنوان یکی از حروف هجائیه و یکی از حروف مقطعه در ابتدای سور واقع میشود . اینجا هم به همان جهت است و در اینجا تناسبش از جاهای دیگر اگر بیشتر نباشد کمتر نیست . در جاهای دیگر هم یک جهت بود که نظر مفسرین را جلب کرده بود و آن این بود که هر جا که این حروف مقطعه آمده است بعد از آن ذکری از قرآن مجید آمده است ، از وحیی که بر پیغمبر اکرم نازل شده است . اینجا هم مطلبی شبیه آن است که توضیح میدهیم . اگر " ن " به معنی دوات باشد ( و یا به معنی ماهی باشد ، که این معنی هیچ تناسبی ندارد و قول ضعیفی است ) معنایش این است : سوگند به آن شیئی که ابزار نویسندگی است . ولی به دلائلی که گفتهاند اگر قسم میبود باید " ن " خوانده میشد نه " نون " شاید بهتر این است که آن را قسم نگیریم ، قسم از بعدش شروع میشود . " ن " همان حرف الفبا ، همان حرفی که مبدا همه سوادها و همه آموزشهاست ، یعنی اگر این حروف الفبا وجود نمیداشت ، به این معنا که اگر انسان قادر بر ایجاد این مقاطع نمیبود ، اگر انسان مانند حیوانات [ میبود ] که فقط میتوانند صدا را یکسره بکشند ، مثل گوسفند و اسب و الاغ ، یا حداکثر یک چهچه یکنواخت بزنند مثل بلبل ، اگر انسان اینچنین میبود سخن نبود و اگر سخن نبود نوشتن نبود و اگر سخن و نوشتن نبود تمدن و فرهنگ نبود ،