آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩
آوردهایم ، ما به او آرامش پیدا کردهایم ، ما به او پناه بردهایم . اصلا
کلمه " امن " از همان معنای باب افعالی است که درواقع به معنی " صار
" است ، یعنی " صار ذا امن " . وقتی که شخص به یک حقیقتی به معنی
واقعی ایمان پیدا میکند ( بالخصوص در مورد خدا ، شاید در مورد غیرخدا
این کلمه صادق نباشد ، یعنی ایمان به معنی واقعی جز به خدا یا آنچه مربوط
به خداست که آن هم به ایمان به خدا برمیگردد صادق نباشد ) امنیت مییابد
: آن چیزی که تصدیق به آن به انسان امنیت میدهد . مومن یعنی کسی که صار
ذا امن . " مومن " به خدا اگر گفته میشود یعنی امن دهنده ، و به انسان
وقتی گفته میشود یعنی امنگیرنده . « هو الله الذی لا اله الا هو الملک
القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر »[١] . او مومن
است ( باب افعال است ) به معنای معطی امنیت . انسان مومن بالله است
، " ای صار ذا امن بالله " به وسیله خدا به امن و آرامش میرسد ، چون
خدا یگانه تکیهگاهی است که انسان میتواند داشته باشد ، با داشتن او به
امنیت مطلق میرسد و با نداشتن او به هر چه اعتماد کند پایهاش متزلزل
است .
« و علیه توکلنا ». اینجا مفسرین که از کشاف هم شروع شده است
گفتهاند چرا فرموده : « امنا به و علیه توکلنا ». در اولی فعل را بر جار
و مجرور مقدم داشته است و در دومی جار و مجرور را بر فعل . در زبان عربی
حالت طبیعی این است که فعل باید بر متعلقات خودش تقدم داشته باشد ،
مثلا " ا منا به " حالت طبیعی است ولی " به امنا " حالت غیرطبیعی
است که این حالت غیرطبیعی به دلیل خاص باید آورده شود. "« توکلت علی
[١] حشر / . ٢٣