آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦
میکنم . ولی وقتی که حقیقت به سراغ اینها میآید و اینها را نفی و انکار میکند آن را بروید ببینید . " « و لقد کذب الذین من قبلهم »" مردمی که پیشینیان اینها هم مانند اینها تکذیب و انکار کردند . حالا ببینید انکار من آنها را ، چگونه بود ، آنها که نفی میکردند ، نفی ما آنها را ، چگونه بود ، نفی ما به این صورت بود که دیگر از آنها اثری باقی نماند . آیه بعد باز در روال آیات قبل است ، میفرماید : " « اولم یروا الی الطیر فوقهم صافات و یقبضن ما یمسکهن الا الرحمن انه بکل شیء بصیر » " اینها این مرغها را در بالای سر خودشان در حالی که بالها را باز کردهاند و صاف نگه داشتهاند و پرواز میکنند و گاهی هم بالها را بهم میزنند ، نگاه نمیکنند ؟ یعنی صنع الهی را نمیبینند ؟ مقصود از صنع الهی را دیدن در این گونه موارد این است :
دیدن صنع الهی
خیلی چیزها در عالم هست که اگر انسان ، ساده آن مطلب را ببیند به نظرش میآید که غیر از این دیگر چیزی امکانپذیر نیست . ولی یک وقت انسان میبیند که در همین عالم چیزهای دیگری بر ضد آنچه که وجود دارد امکانپذیر هست اما بدون آنکه آنچه که بر ضد این است درواقع مخالف این باشد ، بلکه امری است مافوق این . حال برایتان مثالی عرض بکنم . من نمیدانم این مطلب حقیقت است یا افسانه ، میگویند اول باری که هواپیما پیدا شده بود شخصی به حکیمی از حکیمان قدیم ایران که معلوم میشود آن سوالکننده هم خودش یک آدم نیمهمطلعی بوده و لهذا طرح قضیه را به صورت غلط کرده است گفته بود : شما