آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
حکمفرماست وجود دارد ، مثلا قوه ثقل ، قوه جاذبه . این قوه جاذبه یک قوهای است که طرز عملش نظیر طرز عمل امور ریاضی است ، یعنی اگر جرم بدن ما فلان مقدار و فاصلهمان تا مرکز زمین فلان مقدار باشد حتما ثقل و سنگینی معینی داریم که از آن حد نه یک ذره بیشتر است نه یک ذره کمتر . از نظر اقتضای قوه جاذبه زمین ، ما اگر روی سقف باشیم و پایمان را کنار پشتبام بگذاریم فورا میافتیم . و اگر در عالم ، قانونی غیر از این قانون نمیبود همین بود . ولی عوامل دیگری هم غیر از این قوانین وجود دارد . سادهترینش قوانین حیات است . ( قوانین حیات را گاهی میخواستند بر همین اساسهای مکانیکی توجیه کنند ولی قابل توجیه نیست . ) همین موجودات که محکوم این قوانین هستند ، همینقدر که نیروی حیات بر اینها مسلط شد ، نیروی حیات بر اینها حکومت میکند ( آن قانون به جای خودش خاصیتش را دارد و تخلف نشده است ) یعنی [ نیروی حیات ] یک نیروی فوق نیرو است . مثلا وقتی که شما یک نهال را در زمین میکارید ، بعد میبینید چطور این ریشههای ضعیف ، ماده غذایی سنگین را که به طبع خودش سنگین است از زیر زمین میکشد و تا سر درخت بالا میبرد ، چون یک قوه و نیروی دیگر حاکم است .
داستان ابوسعید ابوالخیر و بوعلی سینا
داستان معروفی است از ابوسعید ابوالخیر و بوعلی سینا . ابو سعید ابوالخیر عارف معروفی است ، از عرفای خیلی مهم است و در نیشابور بوده است . بوعلی سینا در ماوراالنهر ( بلخ و بخارا و آن مناطق ) بود . محمود غزنوی از امیر سامانی چند نفر را میخواهد که به دربار او