آشنایی با قرآن 8 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
اشیا معنایش این است که برخلاف آنچه که ما خیال میکنیم ، مثلا این ناخن من که در اینجا قرار دارد و ستارهای که در دورترین کهکشانها قرار گرفته است با یکدیگر وابستگی دارند ، یعنی وجود هر یک از اینها بدون دیگری محال است ، در صورتی که انسان خیال میکند که اشیا به یکدیگر وابستگی ندارند . گاهی ما مثلا میگوییم همین مورچه اگر نمیبود چه میشد ؟ نمیدانیم که همین مورچهای که در اینجا وجود دارد یک رکن از ارکان عالم است . این تصورش خیلی مشکل است ولی حقیقت است ، یعنی اگر به فرض محال ( چون حذف کردنش محال است ، ما مورچه را هم بکشیم بالاخره معدومش نکردهایم ، شکلش را تغییر دادهایم ) ما مجموع اتمهایی که مورچه را تشکیل داده از بین میبردیم و قدرت میداشتیم که آن را معدوم مطلق کنیم ، تمام نظام عالم بهم میخورد . این مقدار وابستگی میان اشیا هست ، و هر موجودی در کار خودش است . اگر نقش هر چیزی را در مجموع دستگاه خلقت بدانیم ، آنوقت نقش کل دستگاه خلقت را هم میدانیم . این است که قرآن میفرماید: " « ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور »" در خلقت رحمان تفاوت ( به همان معنی که عرض کردم نه اختلاف ، به معنی تبعیض ، به معنی اینکه یک چیزی مورد توجه و عنایت و تدبیر باشد و چیز دیگر نباشد ) هرگز نمیبینی .
سستی در کار عالم نیست
قرآن میگوید : باز هم نگاه کن ( بار دیگر چشمت را تیز کن ) ببین آیا یک سستی و فطور و شکافی در کار عالم میبینی ؟ ( همان بهم پیوستگی ) هر چه که میبینی ، خرابی در کار عالم نیست . هر خرابی