حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٥
«اى دو رفيق زندانى ام! آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يگانه مقتدر؟» .
حديث
١٣٥٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعاى «جوشن كبير»: اى يار غريبان ، اى ياور دوستان ، اى چيره بر دشمنان!
٣ / ٥٠
قديم ، اَزَلى
واژه شناسى «قديم» و «ازلى»
صفت «قديم (ديرينه)» ، فعيل به معناى فاعل از مادّه «قدم» است كه بر پيشى گرفتن دلالت دارد . آن گاه معانى نزديك از آن برگرفته مى شود . براى متضادّ «حدوث» ، مى گويند : «قِدَم» ، و گفته مى شود : «شى ءٌ قديم (چيزى است كهنه)» ، آن گاه كه زمان آن گذشته باشد . همچنين گفته مى شود : «قَدَم ، يَقدُم ، قَدما» ؛ يعنى : پيش آمد . بر اين پايه ، «قديم» ، گاه درباره موجودى به كار مى رود كه هستى آن ، آغازى ندارد و موجودى هميشگى است ، و گاه درباره موجودى به كار مى رود كه زمان آن ، گذشته است . صفت «ازلى (هميشگى)» منسوب به ازل است . خليل بن احمد فراهيدى مى گويد : «ازل» ، يعنى شدّت زمان . ابن فارس گفته است : «ازل» ، دو معنا دارد : تنگى و دروغ . . . ؛ امّا آن ازلى كه به معناى «قِدَم» است ، از هيچ يك از اين دو معنا نيست ؛ بلكه گفتارى است كه كوتاه و دگرگون شده است . [آن در اصل ،] «لم يزل» بوده است . خواستند به آن [«ياى»] نسبت دهند [ و صفت نسبى بسازند] . درست (مطابق قاعده) نبود . پس به «يزل» نسبت دادند . سپس «ياء» را به همزه بدل ساختند و گفتند : «أَزَلىّ» .