حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٧
حافظ و حفيظ ، در قرآن و حديث
لفظ «حافظ» و «حفيظ» ، هر يك ، پنج بار در قرآن كريم به كار رفته و آيات و احاديث ، ويژگى هاى متنوّعى را براى حافظ و حفيظ به عنوان دو نام از نام هاى خداى متعال ، ذكر كرده اند كه مهم ترينِ آنها دو نكته است : ١ . برخى احاديث ، صفت حافظ (بودن) را منحصر در خدا دانسته اند : «هيچ نگاهبانى جز تو نيست» . در توجيه اين امر ، دو نكته درخور توجّه است : نخست آن كه پيدايش و بقاى آفريده ها ، از خداوند سبحان تحقّق مى يابد و اگر فيض و اراده او لحظه اى به موجودات تعلّق نگيرد ، نابود مى شوند . بر اين پايه ، نگاهدار حقيقى و مطلق تمام موجودات ، فقط خداست . دوم آن كه هر گاه صفت كمالىِ حافظ بودن ، در موجودات يافت شود ، اين كمال ، مانند ديگر كمالات ، از سوى خداست و به او باز مى گردد . ٢ . در آيات و احاديث ، صفت حافظ براى خداوند والا ، گاه به معناى حفظ از نابودى در خارج است : «كرسى او، آسمان ها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها، بر او گران نمى آيد ، و اوست بلند پايه سترگ» . و گاه به معناى حفظ چيزى در علم است : «پاك است آن كه نگاهبانى است كه از ياد نمى برد!» . همچنان كه در معناى واژگانى آمد ، حفظ ، در اصل به معناى «نگهدارى چيزى و باز داشتن آن از گم شدن و تلف شدن» است و اين نگهدارى ، گاه وجودى و خارجى است و گاه ذهنى و علمى ، و اين دو ، در لغت و در آيات و احاديث ، يكسان لحاظ شده اند .