حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠١
فصل سوم : شناخت اسما و صفات خدا
٣ / ١
تعداد نام هاى خدا
١١٨٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در قرآن ، نود و نُه نام [براى خدا] هست كه هر كسى آنها را برشمارَد ، به بهشت در مى آيد .
١١٨٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بى گمان ، براى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ ، نود و نُه نام است ؛ صد نام بِجز يكى . هر كس آنها را به شماره در آورَد ، به بهشت در خواهد آمد . آنها اين نام هايند : اللّه (خداوندگار) ، اِله (خدا) ، واحد (يكتا) ، احد (يگانه) ، صمد (بى نياز) ، [١] اوّل (نخستين) ، آخِر (واپسين) ، سميع (شنوا) ، بصير (بينا) ، قدير (توانا) ، قاهر (چيره) ، علىّ (والا) ، اعلى (برترين) ، باقى (پاينده) ، بديع (نوآور) ، بارئ (آغازگر) ، اكرم (گرامى ترين) ، ظاهر (پيدا) ، باطن (نهان) ، حى (زنده) ، حكيم(فرزانه) ، عليم (دانا) ، حليم (بردبار) ، حفيظ (نگاهدار) ، حق ، حسيب (حسابگر) ، حميد (ستوده) ، حَفىّ (عنايتگر) ، ربّ (پروردگار) ، رحمان (بخشاينده) ، رحيم (بخشنده) ، ذارئ (آفريننده) ، رزّاق (روزى رسان) ، رقيب (مراقب) ، رئوف ، رائى (بيننده) ، سلام (سلامت بخش) ، مؤمن (پناه دهنده) ، مُهَيمن (پُرهيمنه) ، عزيز (پيروزمند) ، جبّار (جبران كننده) ، متكبّر (بس سترگ) ، سيّد (سروَر) ، سُبّوح (منزّه) ، شهيد (گواه) ، صادق (راستگو) ، صانع (سازنده) ، طاهر (پاك) ، عدل (دادگر) ، عفُوّ (درگذرنده) ، غفور (آمرزشگر) ، غنى (توانگر) ، غياث (فريادرَس) ، فاطر (پديد آورنده) ، فرد (يكتا) ، فتّاح(گشايشگر) ، فالق (شكافنده) ، قديم ، مَلِك (فرمان روا) ، قُدّوس (پاكيزه) ، قوى (نيرومند) ، قريب (نزديك) ، قيّوم (بر پا دارنده) ، قابض (تنگ گيرنده) ، باسط (گستراننده) ، قاضى الحاجات (برآورنده نيازها) ، مجيد (بِشكوه) ، مولى (اختياردار) ، منّان (بسيار نعمت دهنده) ، محيط (فراگير) ، مبين (آشكار) ، مُقيت(نگه دارنده) ، مصوِّر (تصويرگر) ، كريم ، كبير (بزرگ) ، كافى (كفايت كننده) ، كاشفُ الضُّر (گشايش دهنده در سختى) ، وَتْر (تنها) ، نور ، وهّاب (بسيار بخشنده) ، ناصر (ياور) ، واسع (وسعت بخش) ، وَدود (مِهروَرز) ، هادى (راه نما) ، وَفى (وفادار) ، وكيل ، وارث (ارث بَرَنده) ، بَرّ (نيكوكار) ، باعث(برانگيزنده) ، توّاب (بازگردنده) ، جليل (پُرشكوه) ، جواد (باسخاوت) ، خبير (آگاه) ، خالق (آفريدگار) ، خيرُ الناصرين (بهترينِ ياوران) ، ديّان (داور) ، شَكور (بسيار سپاس گزارنده) ، عظيم (باعظمت) ، لطيف (ريزبين) و شافى (شفا دهنده) .
[١] . صمد، يعنى : «قلّه مجد و شكوه» و گفته شده : «جاودان و پاينده». نيز گفته شده است : «آن كه در نيازها به او روى مى آورند» و «توپُر» است .