حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩١
١٢٥٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعا ـ: [ خداوندا!] در قضا و قَدَرت ، بركت را براى خودم و خانواده ام و دارايى ام در لوح محفوظى كه خود نگاهدارى اش مى كنى ، ثبت كن . اى نگاهبان و اى كسى كه حفظ تو ، نگهدار است! مرا با آن نگهدارىِ خود ، نگاه بدار كه هر كه را با آن حفظ كردى ، محفوظ ساختى .
٣ / ١٧
حَفى
واژه شناسى «حافى» و «حَفى»
صفت «حافى (عنايتگر) » در لغت ، اسم فاعل و «حفىّ» ، فعيل به معناى فاعل از مادّه «حفى» است كه در اصلْ سه معنا دارد : باز داشتن ، نيك پرسيدن و بررسيدن ، و «حفاء» ، يعنى پا برهنگى ، در برابر كفش داشتن . از اصل دوم ، اين گفتار است كه : «حفيتُ إليه فى الوصية » ، يعنى در سفارش به او ، تأكيد كردم و «تحفّيتُ به» ، يعنى در گراميداشت او مبالغه كردم . «حفى» ، يعنى كسى كه در پرسش ، موشكافى كند . «حفيتَ بفلان و تحفّيت» ، يعنى به او عنايت كردى و «حفىّ» ، يعنى دانا به چيزى .«حَفِىَ فلانٌ بفلانٍ» ، يعنى كسى به ديگرى نيكى كرد و لطف ورزيد . «حفىّ» ، يعنى لطف كننده . «فلانٌ حَفِىٌّ بفلان» ، يعنى به حاجت وى مى پردازد و در حقّ وى نيكى مى كند . «تحفّى» ، يعنى گفتار و ديدار نيكو .
حافى و حَفى ، در قرآن و حديث
نام «حفى» ، يك بار در قرآن كريم براى خداوند سبحان به كار رفته است : «او به من ، عنايتگراست» . حفى و حافى در اين آيه و در احاديث ، به معناى مبالغه كننده در نيكى و پرسش و مراقبت و عنايت به احوال بندگان است و برگرفته از اصل معنايى دوم مادّه «حفى» است .