حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٩
٣ / ٣
نقش اسماى الهى در تدبير عالم
١١٩٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعايش معروف به «اسماءِ الحُسنى» ـ: از تو مى خواهم و تو را مى خوانم به نامت كه رگ ها را بدان از استخوان جدا مى كنى و سپس به اراده ات ، بر آنها گوشت مى رويانى ، بى آن كه سرِ سوزنى از آنها كم آيد . اى خدا ! تو را به اين نام بزرگت ، به قدرتت مى خوانم و از تو مى خواهم به اسمى كه بدان مى دانى چه چيزى در آسمان و زمين و زِهدان هاست ، و خداوندا ! اينها را كسى جز تو نمى داند . از تو مى خواهم به آن نامت كه روح ها را بِدان در كالبدها مى دَمى و به عظمتِ آن ، هر روحى به درون جسدش مى رود و خداوندا ! جز تو كسى از اين روح هايى كه در اجسادشان تنيده و در تاريكى هاى اندرون نام گذارى شده اند ، آگاهى ندارد . از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، هر چه را در قبرهاست ، مى دانى و آنچه را در سينه هاست ، حاصل مى كنى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بدان ، گوشت ها را بر استخوان ها مى رويانى و به همان نام ، بر آنها مى رويند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه تو را بر هر چيزى توانا مى كند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، به خواست سِتُرگت ، زندگى را تا مدّتى معيّن آفريدى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، مرگ را آفريدى و آن را به گاهِ سر رسيدنِ اَجَل هاى مردم و پايان گرفتن اعمالشان ، در ميان آنان جارى كردى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، جان هاى بندگانت را پاكيزه كردى و از اين رو ، نام هاى زيبايت و نعمت هاى بزرگت ، بر ايشان خوش آمد ، اى خدا ! از تو مى خواهم به نام تصويرگرِ باشكوهِ يگانه ات كه كوه ها و آنچه در آنهاست ، در برابرش فروتنى مى كنند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه به هر چيز با آن بگويى : «باش!» ، به قدرتت موجود مى شود ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، كشتى را در درياى به هم پيوسته حبسْ شده ، به قدرتت جارى مى كنى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، قطره هاى باران و ابرهاى حاملِ اين قطره هاى رحمتت ، تو را تسبيح مى كنند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، ابرهاى پُر باران را با قدرت خويش ، در هوا جارى مى كنى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، قطره هاى باران را از ابرهاى فشرده ، به صورت آبى ريزان ، فرو مى فرستى و آن را [مايه] گشايش [زندگى] قرار مى دهى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، مقام قُدس خود را با تقديسى عظيم ، آكنده ساختى ، اى پاك ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه حاملان عرشت از آن يارى جُستند و يارى شان دادى و توان تحمّل آن را بديشان دادى و آن را بِدان نام ، حمل كردند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، تخت [فرمان فرمايى ات] را به گستره آسمان ها و زمين آفريدى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، عرش بزرگ گرامى ات را آفريدى و آفرينشِ آن را بزرگ داشتى تا با عظمتِ آن ، نامت آن گونه شد كه خودت خواستى ، اى بزرگ ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، عرشت را با هيبتِ عزّت و فرمان روايى ، حلقه زدى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، گياه زمين را براى منفعت خَلقت و يارىِ ايشان ، بيرون آوردى ، اى خدا ! . . . از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، ستارگان را آفريدى و آنها را وسيله راندنِ شيطان هاى ميان آسمان و زمين قرار دادى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، ستارگان براى دعوتت كاملاً پراكنده گشتند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، پرندگان صف كشيده در فضاى آسمان ، به امر تو پرواز مى كنند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه زمين ها ، با آن براى امرت حاضر شدند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، همه چيز ، با زبان هاى گوناگونْ تسبيحت مى كنند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، زمين را كاملاً شكافتى و دانه[ى گندم ]و انگور و شاخه تازه و زيتون و نخل و باغ هايى انبوه و ميوه و مرتع را روياندى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه بِدان ، دانه ها را از زمين بيرون مى كشى و زمين را بدانها مى آرايى تا نعمتت را به يادها آورده باشى ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه قورباغه ها ، در درياها و رودها و بركه ها ، با همه تفاوت هاى نژادى و زبانى ، با آن تو را تسبيح مى كنند ، اى خدا ! از تو مى خواهم به آن نامت كه با قدرت و شوكت و دليل و برهان ، در هر چيزى آشكار است ، اى خدا !