حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٩
قريب، در قرآن و حديث
برگرفته هاى مادّه «قرب» ، پنج بار در قرآن كريم به خداوند ، نسبت داده شده است . صفت «قريب» با صفت «مُجيب» ، يك بار و با صفت «سميع» ، يك بار و به تنهايى نيز يك بار به كار رفته است و هر يك از يارى خدا و رحمت خدا نيز يك بار «قريب» شمرده شده اند . قرآن و احاديث ، بر نزديك بودن خدا به موجودات جهان ، بويژه انسان ، تأكيد كرده اند . حتّى خداى سبحان درباره انسان مى فرمايد : «و ما از رگ گردن به او نزديك تريم» . احاديث ، قريب بودن خدا را متفاوت با قريب بودن ديگر موجودات دانسته اند و لوازم نزديك بودن آفريده ها نسبت به همديگر را از خداوند ، نفى كرده اند . بر اين پايه ، در حالى كه نزديك بودن آفريده ها نسبت به هم با دور بودن و يا بالاتر بودن يكى از ديگرى سازگار نيست ، و نيز لازمه نزديك بودن آفريده ها به هم ، چسبيدن و در هم آميختن است ، نزديكى خدا در عين دورى او ، همراه با بالاتر بودن او و بدون چسبيدن و در هم آميختن و نزديك شدن به آفريده هسات . نكته مهم درباره صفت «قريب» ، آن است كه نزديك بودن ، دو گونه است : ١ . تكوينى . از اين جهت ، نزديك بودن خدا نسبت به موجودات مختلف ، متفاوت نيست و خدا به يك اندازه به آنها نزديك است . در احاديث آمده است : «نسبتش به همه چيز ، يكسان است . پس چيزى به او نزديك تر از چيز ديگرى نيست» . ٢ . تشريعى ـ معنوى . از اين جهت ، او به مؤمنان نزديك تر است تا ملحدان ، و بندگان به اندازه ايمان و اعمال صالح ، به خداى متعال ، نزديك مى گردند .