حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٣
١٣٣٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعا ـ: اى سِتُرگ تر از هر سِتُرگى!
٣ / ٤٢
عَفُوْ
واژه شناسى «عَفُوْ»
صفت «عَفُوْ (بخشاينده / درگذرنده) » ، بر وزن فَعول از مادّه «عفو» است كه دو معنا دارد : يكى ترك و فرو گذاشتن چيزى و ديگرى ، جُستن چيزى . عفو ، يعنى بخشايش خداى متعال نسبت به بندگانش ، كه از معناى نخست است و فرو گذاشتن ايشان از سوى اوست كه از روى بخشش خود ، ايشان را كيفر نمى دهد . خليل بن احمد فراهيدى (واژه شناس شهير عرب) مى گويد : هر آن كه سزاوار كيفرى باشد و او را فرو گذارى ، در حقيقت ، او را عفو كرده اى . معناى دوم نيز طلب و جستن است كه خليل درباره آن گفته است : «إنّ العُفاة طلّاب المعروف ؛ عفوكنندگان ، جويندگان نيكى هستند» .
عَفُو ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، برگرفته هاى مادّه «عفو» ، در وصف خداى سبحان ، هجده بار به كار رفته اند و نام «عفوّ» با نام «غفور» ، چهار بار و با نام «قدير» ، يك بار ياد شده است . چنان كه در بحث واژه شناسى گفته شد ، عَفو ، به معناى تَرك و عَفُو ، به معناى ترك كننده است . از سوى ديگر ، ترك كردن ، نيازمند متعلَّق است و متعلَّق فرو گذاشتن خدا در آيات و احاديث ، گناهان بندگان است و مقصود از فرو گذاشتن گناهان از سوى خدا ، آن است كه خداى متعال ، كيفر گناهان را فرو مى گذارد . راغب گفته است : عفو ، آهنگ نمودن براى دستيابى به چيزى است و «عَفَوتَ عنه» ، يعنى : زدودن گناه او را با روى گردانى از او قصد كردى . پس عفو ، همان گذشتِ از گناه است و سخن نيايشگران در نيايش : «أسألك العفو والعافية» ، يعنى : ترك كيفر و به سلامت ماندن را مى خواهم .