حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩١
ظاهر و باطن ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، ظاهر و باطن ، هر كدام ، يك بار وارده شده اند : « اوست اوّل و آخر ، و ظاهر و باطن ؛ و او به همه چيز ، داناست » . و در احاديث ، گاه از ظهور خداى متعال ، معناى تسلّط و چيرگى و غلبه او بر آفريده ها برداشت مى شود و گاه ديگر ، معناى آشكار بودن او بر قواى ادراكى انسان ، از ره گذر آثار و نشانه هاى تدبير . اين دو معنا ، با مفهوم نيرومندى و بروز (آشكار شدن) سازگارند كه در لغت ، براى واژه «ظهر» ياد شده است . امّا درباره «باطن بودن خدا» ، بخشى از احاديث ، گوياى آن هستند كه مراد از آن ، علم خدا به بواطن امور است و گروهى از آنها اين صفت را به ناتوانىِ انديشه انسانى از احاطه به ذات الهى ، تفسير كرده اند . پرسشى كه درباره اين دو صفت ممكن است مطرح شود ، آن است كه چگونه اين دو صفت متضاد ، هم زمان بر خدا اطلاق مى شوند؟ امير مؤمنان على عليه السلام در پاسخ به اين پرسش ، چنين مضمونى مى فرمايد : «حيثيت ظهور ، غير از حيثيت بطون است و خداى سبحان از حيث افعالش ، بر خِردها ظاهر (آشكار) است ؛ امّا از حيث ذاتش ، از آنها باطن (پوشيده) است و آدمى نمى تواند با قواى ادراكىِ خود ، بر ذات الهى احاطه يابد» .
١٣٣٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در وصف خداوند ـ: اوست ظاهرِ فراتر از همه چيز ، و اوست باطنِ نزديك به همه چيز ؛ و او به همه چيز ، داناست .