حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١١
حميد و محمود و حامد ، در قرآن و حديث
برگرفته ها از مادّه «حمد» ، در قرآن كريم شصت بار به خداى متعال نسبت داده شده اند و نام «حميد» با نام «غنى» ، ده بار و با نام «عزيز» ، سه بار ، با نام «مجيد» ، يك بار ، با نام «حكيم» ، يك بار ، با نام «ولى» ، يك بار و با تعبير «صراط الحميد (راه [خداى] ستوده ) » نيز يك بار وارد شده است . از كاربردهاى قرآن و حديث ، چنين مى نمايد كه حمد و شكر ، آن سان كه ابن اثير گفته ، نزديك به هم هستند و حمد ، اعم از شكر است ؛ زيرا خداوند متعال بر صفات ذاتى و بر عطايش حمد مى شود و بر صفاتش شكر گزارده نمى شود . و در حديث است : «اى آن كه در همه خصلت هايش ستوده است» ، «اى خداوند ستوده در همه افعالش» و «ستايش ، از آنِ خداست كه به نعمت هايش ستوده است» . سيّد على خان مدنى در رياض السالكين مى گويد : «حمد ، ثناى صاحب علم به خاطر كمالش است ، چه [ كمالِ] ذاتى مانند : وجوب وجود و اتّصاف به كمالات و عارى بودن از كاستى ها ، چه وصفى ، مانند آن كه صفاتش كامل و واجب است ، و چه فعلى ، مانند آن كه افعالش حكيمانه است» . و نام «حامد» ، در برخى احاديث به خداوند اطلاق شده است و متعلَّق اين حمد ، يا خداى سبحان است يا آفريدگان او ، و حمد خدا در هر حال ، به معناى ثناى صرف الهى است و آن ، بيرون از معناى تعظيم و خضوعى است كه ستاينده (حامد) براى ستوده (محمود) ، اظهار مى كند .