حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧
١٢٢١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوندا! از ميان بلاها ، مقدَّر شده هايش را ، و از ميان سختى ها ، قضا رفته هايش را از من بگردان و پناهى از رحمت خود ، و لطفى از گذشت خود ، و سنگرى از نگهدارى خود ، و رهايى اى از عذاب خود ، و گشايشى از بخشش خود ، و تمامتى از نعمت خود را به من عطا كن .
١٢٢٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعايى كه جبرئيل عليه السلام به ايشان ياد داد: اى دو دست به رحمتْ گشوده! . . . .
١٢٢٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعا ـ: اى آن كه كليدهاى [گنجينه هاى ]آسمان ها و زمين ، در دست اوست ، اى خدا! اى آن كه روزى را بر اهل آسمان ها و زمين مى گسترانى ، اى خدا!
١٢٢٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعاى خود پس از نماز ظهر ـ: خداوندا! براى من گناهى باقى مگذار ، مگر آن كه آن را بيامرزى ، و نه اندوهى ، مگر آن كه آن را برطرف سازى ، و نه بيمارى اى ، مگر آن كه آن را بهبود بخشى ، و نه عيبى ، مگر آن كه آن را بپوشانى ، و نه روزى اى ، مگر آن كه آن را بگسترانى .
٣ / ٩
باقى
واژه شناسى «باقى»
صفت «باقى (پايدار) » ، اسم فاعل از مادّه «بقى» است كه همان دوام است . خليل بن احمد فراهيدى مى گويد : گفته مى شود : «بقى الشى ء ، يبقى ، بقاءً ؛ آن چيز ، پايدار ماند » و آن ، ضدّ فناست . ابن اثير مى گويد : در نام هاى خداى متعال ، باقى ، به معناى كسى است كه اندازه وجود او ، در آينده به پايانى منتهى نمى شود و از او به «أبدىّ الوجود (وجود جاودان) » تعبير مى شود . بنا بر اين ، «باقى» از نظر واژه شناسى ، كسى است كه فناناپذير است و پايان و فرجامى ندارد و بر كرانه جاودانگى است .