رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٥ - لزوم نگاه بدون پِیشفرض فقِیه به منابع، در بدو استنباط احکام شرعِی
هم بگوِیِیم: «اصلاً معناِی توانستن همِین است که نباِید زحمت مضاعفِی پِیش آِید!»
بعد از اِین آِیه، وقتِی به سراغ ساِیر آِیات مِیآِیِیم، مِیبِینِیم که وجوب حج با تعبِیر عجِیبِ (وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ)[١] آمده است؛ آِیه مِیفرماِید:«اِی پِیامبر، اعلام کن براِی حج تا اِین مردم با پاِی پِیاده و با چهارپاِی لاغر (و مرکب کج و لنگ)، از هر راه دورِی بهسوِی تو آِیند!» (ضَامِرٍ) به حِیوان لاغرِی گفته مِیشود که بلنگد و راه برود و شاِید اگر به مکه برسد، دِیگر غزل خداحافظِیاش را بخواند![٢]
خدا با ما شوخِی نکرده است! آِیۀ قرآن وحِی است و اگر ِیک فاء و واو جابهجا شود، معناِی آِیه تغِیِیر مِیکند؛ کسِی هم نمِیتواند بگوِید اِین استنباط ابِیبصِیر و محمدبنمسلم و سکونِی و امثال آنهاست.
وقتِی آِیۀ (وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ) به گوش شما مِیرسد، بِینکموبِینالله چه تصوِیرِی از اِین عبادت و نُسک در ذهنتان نقش مِیبندد؟ آِیا اِین تصور به ذهن مِیآِید که هفت نفر زِیر بغل آقا را بگِیرند و فرد دِیگرِی هم ساک را بِیاورد که مبادا دست آقا سنگِین شود و ِیا کسر شأن باشد؟!
[١]. سوره حج (٢٢) آِیه ٢٧. امامشناسِی، ج ٦، ص ١٢٩:
«و در مِیان مردم اعلان و اعلام حج کن، تا اِینکه به سوِی تو پِیادگان و بر هر شتر لاغرِی (که از بُعد سفر و رنج مسافت، ضعِیف و لاغر شده است) رهسپار گردند؛ آن شترانِی که از راه دور و مسافت درازِی مِیآِیند.»
[٢]. «ضامر» به حِیوان نحِیف و لاغرِی گفته مِیشود که چندان امِیدِی براِی به مقصد رسِیدن او نمِیباشد، و اِین از نکات بسِیار مهم و بلِیغ در ابلاغ اهمِیت حج است که خداوند مِیخواهد به ما بفهماند که آنقدر مسئلۀ حج مسئلهاِی حِیاتِی و مهم است که حتِی اگر هم هِیچ مرکب و وسِیلۀ راه راهوارِی براِی حرکت و سِیر حاج ِیافت نشد، باِید با اِین وسِیلهاِی که امِید به وصول به مقصد با آن نمِیرود، حج ترک نشود.