رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٦ - لزوم نگاه بدون پِیشفرض فقِیه به منابع، در بدو استنباط احکام شرعِی
اِین آقاِیان با وجود اِینکه افراد زِیادِی در اطراف آنها به اِین نحوه حرکت مِیکنند، بازهم مِیگوِیند ما مستطِیع نشدهاِیم! آِیا تو در تمام نود سال عمرت، مستطِیع نشدِی؟! آِیا نمِیتوانستِی عمامهات را بر سرت بگذارِی و عصاِیت را در دستت بگِیرِی و تنها به حج بروِی؟! آِیا آِیۀ (وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا) را نخواندِی؟! تو اِین آِیه را خواندِی اما چون روحت با روح قرآن اقتران نداشت، معناِی آن را نفهمِیدِی! تو به قرآن بهعنوان کتابِی که در مجالس ختم مِیگذارند و ِیا براِی تبرک در منزل نو و مجلس عروسِی و امثالذلک قرار مِیدهند، نگاه کردِی؛ نه به اِین دِید که اِین آِیات بر خودِ تو نازل شده است!
وقتِی قرآن را باز مِیکنِید وآِیۀ: (وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ) را مِیخوانِید، شما مخاطب آن هستِید؛ ِیعنِی خدا مِیفرماِید: من الان با تو حرف مِیزنم و اِین آِیه را الان بر تو نازل مِیکنم؛ همِین تو که قرآن را باز کردهاِی و خِیال مِیکنِی آن را بهعنوان تبرک و تِیمّن و مشمول رواِیت «اقرَأ وَ ارْقَ»[١] شدن باِید خواند!
اگر بهجاِی اِین آِیۀ قرآن، حاکم ِیا فردِی که انسان اطاعت از او را بر خود واجب مِیداند دستور مِیداد که شما باِید از اِینجا به فلان شهر حرکت کنِید، آنوقت چه قضاوتِی مِیکردِید؟ آِیا بهدنبال ِیک مرسدسبنز مدلبالا مِیگشتِید ِیا اِینکه اگر نشد با ِیک ماشِین دِیگر و ِیا ِیک وانتبار و ِیا ِیک الاغ و ِیا حتِی پِیاده حرکت مِیکردِید و خود را به آن شهر مِیرساندِید؟!
مگر الان در بعضِی از مراسمها پرچم بهدست نمِیگِیرند و با پاِی پِیاده از شهرِی به شهر دِیگر نمِیروند؟! چرا کسِی اعتراض نمِیکند و اتفاقاً بسِیار هم مورد تشوِیق و ترغِیب واقع مِیشوند؟! چرا با اِینکه خداوند مِیفرماِید: (رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ)، راجع به مکه چنِین قضِیهاِی نِیست؟
[١]. الکافِی، ج ٢، ص ٦٠٦.