رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٤ - لزوم حکم مجتهد براساس ملاک مستفاد از سِیره صحِیح معصومِین
مرحوم والد ـرضوان الله علِیهـ مِیفرمودند:
اگر منظور تقرب است، طواف کنِید! خداوند تقرب را اِینطور قرار داده است![١]
بنابراِین مجتهد حق ندارد در رسالۀ عملِیۀ خود ِیا در مقام فتوا و جواب سؤال از ابتدا حکم به جواز دهد. اگر شما در مکه باشِید و حجاج از شما بپرسند که آِیا مِیتوان دوباره عمره انجام داد، باِید به آنها بگوِیِید که جاِیز نِیست؛ و اگر در مرتبۀ بعد اصرار زِیادِی کردند، پاسخ دهِید که بهتر است اِین کار را انجام ندهِید، اما اگر خواستِید، فاصلۀ بِین دو عمره نباِید کمتر از ده روز باشد.
ما باِید دقِیقاً همان چِیزِی را که امام علِیهالسّلام به مخاطب القا مِیکند، بدون کموزِیاد براِی مردم بِیان کنِیم. متولِی دِین امام است و هرچه را که مولا امر کند باِید انجام داد و هرچه را که نهِی کند باِید ترک نمود؛ همِین و بس! اگر مطلبِی را از پِیش خود اضافه کنِیم و از ما سؤال شود که مگر دلسوزِی شما براِی دِین مردم بِیش از ماست، جوابِی نخواهِیم داشت و در آن موقع باِید به صاحب شرِیعت پاسخ داد.
مجتهد باِید بداند که تمام مواردِی که در وهلۀ اول خطاب نهِی و لا تَفعل آمده و از ساِیر ادله استفادۀ جواز مِیشود، ازاِینقبِیل است که در اصلِ فعل حسنِی وجود ندارد و مسئله به حسن فاعلِی برمِیگردد.
شخصِی بسِیار محترم، موثق، درسخوانده و صالحِی به بنده مِیگفت:
وقتِی در مکه مشرّف بودم، شدِیداً دوست داشتم که بعد از اتِیان اعمال حج، ِیک عمره براِی پدر شما انجام دهم؛ به قرآن تفأل زدم، آِیۀ بسِیار خوبِی آمد و آن روز ِیک عمره بهجا آوردم.
فرداِی آن روز بهنِیت استاد پدرتان (ظاهراً مرحوم آقاِی انصارِی ِیا مرحوم آقاِی قاضِی) تفأل زدم، باز همان آِیه آمد و عمرۀ دِیگرِی انجام دادم!
خلاصه اِیشان در آن مدت هر روز به قرآن تفأل مِیزد و بر آن اساس ِیک
[١]. جهت اطلاع بِیشتر پِیرامون اهمِیت طواف کعبه، رجوع شود به وسائل الشِیعة، ج ١٣، ص ٣٠٨.