رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٥ - اشتمال بر مبانِی دقِیق عرفان اسلامِی، مشکل مثنوِی مولانا نزد مخالفِین (ت)
[١]* دِیگرِی با انکار زِیارت عاشوراء و سومِی با انکار زِیارت ناحِیه و چهارمِی با انکار عصمت از امام علِیهالسّلام و پنجمِی با انکار علم غِیب امام علِیهالسّلام و همِینطور هر روز برگِی زرِّین بر افتخارات شِیعه مِیافزاِیند و آن را نزد مخالفِین و جوامع علمِی سربلند و سر افراز مِینماِیند!
اگر امروز ِیک مرد ابله و نادانِی حکم به سقوط حجِّیت کلام معصوم دهد و ِیا زِیارت جامعۀ کبِیره را صادره از غالِیان شِیعه بشمارد بر او مِیشورِیم و فرِیاد وا اسلاماه سر مِیدهِیم، اما بر شِیخالفقهاء، صاحبجواهر در بحث کر که حکم به خطاء و اشتباه معصوم کرده است خرده نمِیگِیرِیم و ِیا بر فقِیهانِی که همِین زِیارت جامعه را از غلات شِیعه برشمردهاند، برنمِیآشوبِیم؛ اِین تضاد و تفاوت چراست؟
در اِینجا به اِین کلام قوِیم مرحوم آِیةالله العظمِی عارف بالله و بأمرالله افتخار عالم تشِیع علاّمه سِید محمدحسِین طباطباِیِی ـ قدّس الله سرّه ـ مِیرسِیم که فرمود: ”تنها راه معرفت حقِیقت امام علِیه السّلام و وصول به کنه ولاِیتش عرفان الهِی است و بس، و عرفان بالله منحصراً با سلوک و سِیر الِیالله براِی سالک حاصل مِیگردد.“
فضلاء و طلاب عزِیز باِید توجه و عناِیت خود را بر روِی متون اخلاقِی و عرفانِی و حِکمِی بزرگان بِیشتر کنند و از درِیاِی بِیکران معارف آنها، لئالِی شاهوار و جواهر ناِیاب مبانِی معرفتِی استخراج و اصطِیاد نماِیند و از اطوار و حرکات کودکانۀ برخِی که فقط در خور شئون اطفال و بِیماِیگان است طرفِی نبسته و دغدغه به خوِیش راه ندهند و براِی رسِیدن به معارف لاِیتناهِی مکتب جعفرِی هِیچ حد و مرزِی نشناسند و بر هِیچ رادع و مانعِی نِیندِیشند و سعادت و فلاح ابدِی خود را بر غوغاِی سفِیهان و تطمِیع دنِیاباوران و تهدِید زورمداران ترجِیح دهند، و بدانند بزرگان و اساطِین علم و دراِیت ما همواره در اِین کتاب شرِیف به دِیدۀ تأمل و دقت مِینگرِیستهاند و مطالعه و تدبّر در آن را از اهمّ و اوجب واجبات علمِیه و تکلِیفِیۀ خود مِیشمردند. مرحوم آِیةالله العظمِی سِید علِی قاضِی ـ رضوان الله علِیه ـ هشت بار اِین کتاب را از اول تا به آخر مطالعه فرمود و هر بار مطلب جدِید و فهم تازهاِی از معارف آن براِیش حاصل مِیگردِید. او نِیز به اشعار مدح ابوبکر و عمر برخورد کرده بود و از نظرش نِیفتاده بود، اما وجود اِین اشعار تأثِیرِی در شناخت و معرفت او نسبت به اِین عارف بِیمثال و افتخار عالم تشِیع، بهوجود نِیاورد.
حوزههاِی علمِیۀ ما باِید در انتخاب و اختِیار اِین کتاب بِیبدِیل بهعنوان متن درسِی و اصلِیِ حوزوِی تجدِید نظر کنند و دقت و تدبّر در آن را در اولوِیت از مطالعات و بحثهاِی خوِیش قرار دهند.
اِین حقِیر خود اقرار و اعتراف مِیکنم که با وجود مطالعات و ممارست در متون اصِیل تشِیع و منابع اصلِی معرفت در فروع مختلفه و شعب گوناگون هنوز خود را رِیزهخوار خوان بِیدرِیغ *