پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٣ - ٤ حديث و سيره
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله زبان خود را از سخن بيهوده و غير ضرورى باز مىداشت، با مردم الفت و مهربانى داشت و آنها را از خود دور نمىساخت به بزرگ هر فاميلى احترام قائل مىشد و او را بر فاميلش حاكم مىگرداند، همواره مردم را برحذر مىداشت و بىآنكه نسبت به آنها ترشرويى و بدخلقى انجام دهد، مراقب خويشتن بود، از ياران خود ديدار مىكرد و از وضعيّت مردم و آنچه بر آنها مىگذشت، پرسش مىكرد، كار پسنديده را تحسين و تقويت مىكرد و كار ناپسند را نكوهش كرده و بى اعتبار مىدانست. در كارها معتدل و ميانه رو بود، از احوال مردم غافل نمىشد مبادا كه آنها غفلت كنند و يا به سوى باطل كشيده شوند. در ابراز حق كوتاهى نمىكرد و از آن تجاوز نيز نمىنمود، خيرخواهترين مردم را به كارها مىگمارد، بزرگترين آنها از ديدگاه رسول خدا كسانى بودند كه بيش از ديگران موعظه پذيرفته و برجستهترين آنان افرادى بهشمار مىآمدند كه در مورد ديگران خيرخواهى و حمايت بيشترى مبذول مىداشتند ...
امام مجتبى عليه السّلام فرمود: از پدرم پرسيدم پيامبر اكرم در نشستن چگونه بود؟
فرمود:
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در هر مجلسى با ياد و نام خدا نشست و برخاست داشت و در مجالس، براى خويش جاى ويژهاى در نظر نمىگرفت و ديگران را نيز از چنين كارى نهى مىفرمود، هرگاه وارد مجلس جمعى مىشد در آخر مجلس كه جاى خالى بود مىنشست و به ديگران نيز دستور مىداد چنين رفتار كنند، به تمام اهل مجلس احترام و توجه مىنمود به گونهاى كه هريك از حاضران با خود مىپنداشتند گرامىترين فرد نزد آن حضرت هستند، هركس از او خواستهاى داشت با حاجت روا شده از نزدش خارج مىگشت و يا به بيان خوش و شيرين آن حضرت راضى مىشد. اخلاق نكويش به اندازهاى ملايم بود كه همگان او را چونان پدرى مهربان