پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨١ - ٩ خيانت فرمانده لشكر
در پىات حركت خواهم كرد. گزارش كار روزانهات را در اختيارم قرار ده و با اين دو تن- قيس بن سعد بن عباده و پسرش سعيد- به مشورت بنشين. با معاويه كه روبرو شدى با او نجنگى تا او جنگ را آغاز كرده و با تو بستيزد كه در اين صورت با او به مبارزه بپرداز. اگر شهادت نصيب تو شد قيس بن سعد فرماندهى سپاه را بر عهده مىگيرد و در صورت شهادت وى پسرش سعيد پذيراى اين مسئوليت خواهد شد.
٩. خيانت فرمانده لشكر
عبيد اللّه بن عباس به منطقه «مسكن»[١] رسيد و در آنجا اردو زد و با دشمن روبرو شد. در اينجا بود كه نشانههاى فتنه و آشوب به خوبى پديدار و دسيسهكارى معاويه به اردوگاه امام راه يافت. زيرا با وجود منافقان و راحت طلبانى كه خود را در سپاه حضرت جا زده بودند زمينه را كاملا مناسب ديد و اين شايعه دروغ كه: «امام حسن عليه السّلام در مورد صلح و آشتى با معاويه نامه نگارى مىكند، بنابراين شما مردم چرا خود را به كشتن مىدهيد؟» همهجا منتشر شد.
وضعيّت در برابر فرمانده لشكر آشفته گرديد و در مورد صدق و كذب اين شايعه ميان لشكريان همهمه افتاد. برخى آن را درست و برخى دروغ مىدانستند و عدّهاى مىكوشيدند به هر طريق ممكن آن را اثبات نمايند و عبيد اللّه فرمانده لشكر تلاشى در جهت اطمينان يافتن از دروغ بودن شايعه و دور از واقعيت بودن آن انجام نداد. زيرا امام مجتبى عليه السّلام در آن زمان به اعزام فرستادگان خود به اطراف و اكناف و تدارك نيرو مشغول بود تا به طلايه
[١] . منطقهاى در نزديكى« آوانا» در ساحل رودخانه دجيل كه در سال ٧٢ هجرى نبرد بين عبد الملك مروان و مصعب بن زبير در آنجا رخ داد.