پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٠ - ١٢ جنگ نهروان و نقشه كشتن امير المؤمنين عليه السلام
١٢. جنگ نهروان و نقشه كشتن امير المؤمنين عليه السّلام
نفاق و سرپيچى برخى افراد نادان كه به ظاهر دم از ديندارى مىزدند، سرانجام به جايى رسيد كه مجموعههاى بزرگى از لشكريان امير المؤمنين عليه السّلام از فرمان آن بزرگوار سر بر تافتند، بلكه اين مارقان پا فراتر نهاده و حكم به تكفير آن حضرت عليه السّلام نمودند.
پس از جناياتى كه مارقين در عراق مرتكب شدند «نهروان» را مركز فعاليّتهاى متمرّدانه و سرپيچى خود قرار دادند و امام عليه السّلام ناگزير شد به سوى آنان به حركت درآيد. حضرت پس از باز كردن باب مذاكره و گفتوگو و اتمام حجّت بر آنان، به كسانى كه بر انحراف و كينهتوزى و كفر خويش پافشارى داشتند، اعلان جنگ داد و بدينترتيب، به جز افرادى انگشتشمار بقيّه را از دم تيغ گذراند. عبد الرحمان بن ملجم مرادى كه دلى سرشار از بغض و كينهاى كوركورانه نسبت به امام مظلوم شيعيان على عليه السّلام داشت از جمله افراد اندكى بود كه از صحنه جنگ نهروان گريخته بودند. وى نهانى نقشه قتل امير مؤمنان عليه السّلام را طراحى كرده و در پايان و پس از هماهنگى با عدهاى از خوارج و منافقان كوفه، توانست در شب نوزدهم ماه رمضان المبارك سال (٤٠) هجرى در محراب عبادت و در خانه خدا- مسجد كوفه- امام را ترور نمايد و نداى جاودان على در آفاق طنين افكند كه: «فزت و ربّ الكعبه»؛ به خداى كعبه، رستگار شدم.