پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٣ - ٨ نبرد صفين
|
و الصلح تأخذ منه ما رضيت به |
و الحرب يكفيك من أنفاسها جرع[١] |
|
از صلح [و آرامش] آنچه را كه خوش مىدارى خواهى ستاند، و از جنگ [تنها] جام [جانستان مرگ] خواهى نوشيد.
سخنان فصيح و بليغ امام عليه السّلام سراسر، دعوت به وحدت و يكپارچگى و هميارى در جهت نبرد و مبارزه با سركشان و زورگويان بود و مردم به درخواست امام پاسخ مثبت داده و به سرعت خويش را براى يارى حق و دفاع از آيين مقدس اسلام، مهيا ساختند.
٨. نبرد صفين
هر دو سپاه در صفين گرد آمدند و امام على عليه السّلام تلاش فراوانى انجام داد تا از بروز جنگ با معاويه پرهيز شود ولى تلاشهاى آن بزرگوار بىنتيجه ماند و ناگزير وارد عرصه كارزار شد. چندين ماه به طول انجاميد و طى آن هزاران تن از مسلمانان و مؤمنان قربانى قدرتطلبى معاويه شدند.
امام حسن عليه السّلام در جنگ صفين نقش بسيار برجستهاى ايفا نمود. تاريخ نگاران آوردهاند: هنگامى كه امام على بن ابى طالب عليه السّلام صفوف لشكريانش را آراست و فرماندهى جناح راست سپاه را به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و عبد الله بن جعفر و مسلم بن عقيل سپرد.[٢] معاويه خواست امام حسن عليه السّلام را بيازمايد، از اينرو، عبيد الله بن عمر را نزد او فرستاد تا با وعده خلافت به او وى را بفريبد، شايد از يارى پدرش دست بردارد، عبيد الله به سوى حضرت رفت و عرضه داشت: كارى به شما دارم.
حضرت فرمود: چه كارى؟
عبيد الله گفت: «پدرت قريشيان را از اول تا آخر از دم تيغ گذراند و مردم
[١] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ١/ ٢٨٣.
[٢] . مناقب ابن شهرآشوب ٣/ ١٦٨.