پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣١ - ١١ وصيت امير المؤمنين عليه السلام به فرزندش حسن عليه السلام
٤. دلت را با موعظه زنده نما و با بىرغبتى به دنيا آن را بميران و سركوب كن، با يقين، آن را قوى ساز و با حكمت، روشن كن و با ياد مرگ، آن را فروتن و خوار گردان، آن را در اقرار به فناى هر چيزى وادار و در فجايع دنيوى، بينايىاش ببخش. و از هجوم دشوارىهاى زمانه و زشتى دگرگونى شبها و روزها، برحذرش دار و سرگذشت گذشتگان را به او ارائه بده و آن چه را بر سر دنياى تو آمده به آن يادآور شو. در شهرها و خانهها و آثارشان عبور نما و نيك بنگر كه چه كردند و از كجا رفتند و در كجا فرود آمدند و منزل گزيدند! اگر چنين كنى درخواهى يافت كه آنان از ميان دوستان رفتند و به سراى غربت درآمدند و گويى ديرى نپايد كه تو نيز به يكى از آنان تبديل خواهى شد. بنابراين، جايگاه هميشگىات را نيكو ساز و آخرتت را به دنياى خويش سودا مكن. از آنچه نمىدانى سخن مگو و از آنچه بر عهدهات نيست دم مزن.
٥. در گرداب دشوارىها و مشكلات حق وارد شو و دين را عميقانه درياب. خويشتن را در امور ناخوشايند به صبر و بردبارى عادت بده، كه صبر در راه حق، از اخلاق نكو و پسنديده تلقّى مىشود، خود را در همه كارها در پناه خداى خويش قرار ده كه اگر چنين كنى به پناهگاهى استوار و در پناه نگاهبانى قدرتمند، درآمدهاى.
٦. پسرم! سفارش و وصيّتم را به خوبى درك كن و بدان كه مرگ از آن كسى است كه حيات از آن اوست و آفريننده، همان كسى است كه مىميراند و فناكننده همان است كه باز مىگرداند و گرفتاركننده همان كسى است كه عافيت مىبخشد. دنيا جز بر آن حال كه خدا آن را مقرر داشته با نعمتها و بلاها و پاداش روز جزا و ديگر امورى كه او خواسته و ما نمىدانيم، استقرار نمىيابد ... پس به خدايى كه تو را آفريده و روزى داده و اندامى نيكو بخشيده پناه آور، بندگىات بايد براى او و توجّه به سمت و سوى وى و بيمات از او باشد.