پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٨ - الف - قيس بن سعد بن عباده
«ايّها الذاكر عليّا! انا الحسن و أبي علي، و أنت معاوية و ابوك صخر، و امي فاطمة و أمك هند، وجدي رسول اللّه وجدك عتبة بن ربيعة، و جدّتي خديجة وجدتك فتيلة، فلعن اللّه أخملنا ذكرا و الأمنا حسبا و شرنا قديما و حديثا، و أقدمنا كفرا و نفاقا»؛
اى كسى كه پدرم على را دشنام مىدهى! من حسنم و پدرم على است، تو معاويه و پدرت صخر است، مادر من فاطمه و مادر تو هند است، جد من رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و جد تو عتبه بن ربيعه است. جدّه من خديجه و جدّه تو فتيله است، لعنت خدا بر آن كس كه شهرتش از ما كمتر، دودمانش از ما پستتر، تبهكارىاش در گذشته و حال افزونتر و كفر و نفاقش ريشهدارتر است.
مخالفان صلح
الف- قيس بن سعد بن عباده
قيس به دوستى و محبت اهل بيت عليهم السّلام معروف بود و امير مؤمنان عليه السّلام در آغاز خلافت خويش وى را به فرمانروايى مصر گمارد. قيس با شنيدن خبر امضاى قرارداد بين امام حسن عليه السّلام و معاويه، موجى از غم و اندوه دلش را فراگرفت و گردابى از نگرانى و پريشانى او را احاطه كرد، ولى سرانجام به كوفه بازگشت.
معاويه پس از آنكه عبيد اللّه بن عباس را فريفت، طى نامهاى به قيس، او را وعده پست و مقام داد و تهديد نمود. قيس در پاسخ او نوشت: «نه به خدا سوگند! ديدار من و تو تنها با شمشير و نيزه ميسّر است ..»[١]. معاويه از اين
[١] . حياة الامام الحسن ٢/ ٢٦٧.