پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦١ - مراسم دفن و فتنهانگيزى عايشه
در جوار پيامبر دفن شود؟! چنين چيزى امكان ندارد و اگر كسى دست به اين كار بزند، من دست به شمشير خواهم برد.
چيزى نمانده بود كه ميان بنى هاشم و بنى اميه درگيرى ايجاد شود كه ابن عباس با پيشدستى خود را به مروان رساند و گفت: مروان! از همان راهى كه آمدهاى بازگرد، ما قصد نداريم پيشوا و سالارمان را در جوار مرقد رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله دفن كنيم، بلكه مىخواهيم براى تجديد پيمان، جنازهاش را بر قبر مطهر طواف داده و سپس طبق وصيت آن حضرت به بقيع بازگردانده و در جوار جدهاش فاطمه بنت اسد به خاك بسپاريم و اگر امام مجتبى عليه السّلام وصيت كرده بود در جوار مرقد مطهر پيامبر مدفون گردد، امروز به خوبى مىدانستى كه ناتوانتر از آن هستى كه ما را از اين كار بازدارى، ولى آن بزرگوار نسبت به خدا و رسول و حرمت مرقد مطهرش از همه آگاهتر بوده كه نسبت به آنان بى حرمتى صورت نگيرد، چنانكه ديگران دست به بىحرمتى زده و بدون اجازه وارد خانهاش شدند (كنايه از دفن خليفه اول و دوم در خانه پيامبر).
ابن عباس سپس رو به عايشه كرد و بدو گفت: وه، چه شرمآور! يك روز بر استر و روزى بر شتر سوار مىشوى و تصميم دارى نور خدا را خاموش سازى و با اولياء خدا درآويزى، به خانهات برگرد، از آنچه بيمناك بودى، راحت و آسوده شدى و به آرزويت رسيدى، خداوند اهل بيت را به پيروزى خواهد رساند، هرچند به طول انجامد و امام حسين عليه السّلام فرمود:
به خدا سوگند! اگر عهد و پيمان حسن در جلوگيرى از خونريزى نبود و اگر وصيت نكرده بود قطره خونى در اين رابطه ريخته نشود، مىدانستيد كه شما را از دم تيغ مىگذرانديم، شما عهد و پيمانى را كه ميان ما و شما بود، ناديده گرفتيد و بر