پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٩ - علل و اسباب صلح به روايت تاريخ
حسن مجتبى عليه السّلام را مخدوش سازند.[١] و اللّه أعلم.
مطالب ياد شده مواد پنجگانهاى بود كه تاريخ آنها را به عنوان پايه و اساس قرارداد صلح ميان امام حسن عليه السّلام و معاويه به دست داده است و يا حداقل مبناى شروطى را كه امام عليه السّلام بر معاويه املاء نمود، تشكيل مىدهد.
علل و اسباب صلح به روايت تاريخ
١. شيخ صدوق رضى اللّه عنه در «علل الشرايع» به سند خود از ابو سعيد عقيص روايت كرده كه از امام حسن عليه السّلام جويا شد با اينكه حضرت از بر حق بودن خود و گمراهى و ستمگرى معاويه آگاهى داشت، چه چيز سبب صلح آن بزرگوار با معاويه شد؟
امام عليه السّلام به او پاسخ داد: ابو سعيد! آيا من حجّت خدا بر بندگانش و پيشواى آنان پس از پدرم به شمار نمىآيم؟
ابو سعيد مىگويد: عرض كردم: آرى، همينگونه است.
امام عليه السّلام فرمود:
آيا من همان فردى نيستم كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله درباره من و برادرم فرمود: حسن و حسين دست به قيام بزنند يا نزنند، امام و پيشوايند؟
عرض كردم: آرى چنين است.
حضرت فرمود:
«فأنا إذن امام لو قمت، و أنا امام إذا قعدت، يا أبا سعيد! علّة مصالحتي لمعاوية علة مصالحة رسول اللّه لبني ضمرة و بني أشجع و لأهل مكة حين انصرف من
[١] . زندگانى امام حسن عليه السّلام ٢٢٣.