پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٤ - ٣ جايگاه وى از نگاه معاصران
گفتند: امير المؤمنين بهتر مىداند.
معاويه دست حسن بن على عليه السّلام را گرفت و گفت: وى، از همه برتر است چرا كه پدرش على ابن ابى طالب، مادرش فاطمه دخت پيامبر، پدربزرگ و جدش رسول خدا، مادربزرگش خديجه، عمويش جعفر، عمهاش دختر ابو طالب، دايىاش قاسم بن محمد و خالهاش زينب دختر نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله است.[١]
ج- معاويه جاى ديگر نيز در برابر عمرو عاص و مروان حكم و زياد بن ابيه كه به نياى خود فخر و مباهات فراوان مىكردند، به اين واقعيت اعتراف كرد و براى اينكه بينى آنها را به خاك بمالد، امام حسن بن على را حاضر كرد و امام عليه السّلام بر سخنان نارواى آنها در مورد بنى هاشم خط بطلان كشيد. وقتى از مجلس بيرون رفت، معاويه گفت: مگر مىسزد بر كسى كه جدش رسول خدا، سرور اولين و آخرين و مادرش فاطمه بانوى بانوان جهانيان است، فخر و مباهات كنم؟ و سپس به حاضران گفت: به خدا سوگند! اگر مردم شام از اين ماجرا آگاه شوند، روزگارمان سياه است ...[٢]
د- روزى مقدام بر معاويه وارد شد، معاويه بدو گفت: خبر دارى حسن بن على از دنيا رفته؟
مقدام با شنيدن اين جمله، كلمه استرجاع (إنّا للّه و إنّا إليه راجعون ...) بر زبان آورد.
معاويه پرسيد: آيا تو فقدان حسن بن على را مصيبت مىدانى؟
مقدام در پاسخ گفت: چرا مصيبت ندانم در صورتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله او
[١] . عقد الفريد ٣/ ٢٨٣.
[٢] . المحاسن و الاضداد ٩٠، چاپ مصر ١٣٢٤ ه.