پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٣ - تحليل دوم معاويه مدت بيست سال در دوران خليفه دوم و سوم با تحكيم پايه و اركان حكومت خود توانست بر دستگاههاى حكومتى تسلط و نفوذ بيابد
به هر ترتيب، آنچه مهم به نظر ميرسد اين است كه رخداد حوادث، از طرح و برنامه امام حسن عليه السّلام پرده برداشت و آن را آشكار ساخت، مهمترين عملى كه امام عليه السّلام انجام داد بر گرفتن نقاب از چهره اين ددصفتان بود تا از اجراى نقشه شوم و مكر و حيلهاى كه براى نابودى رسالت جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله كشيده بودند، جلوگيرى نمايد و حضرت در اين راستا به خواسته خويش دست يافت و پردهها كنار رفت و چهره بنى اميه براى همگان افشا گرديد. و الحمد للّه رب العالمين.
بدينسان، زمينه قيام برادر بزرگوارش حسين عليه السّلام فراهم آمد تا قرآن را بدان تفسير نمايد و حضرت را در آن قيام، درس آموز اهل خرد قرار دهد.
امام حسن و امام حسين عليهما السّلام هريك دو روى يك رسالت را نشان مىدادند و هركدام، در آن رسالت از جايگاه خود برخوردار و در زمان خويش در يكى از مراحل آن قرار داشتند و در اقدام به انجام مسئوليتهاى اين رسالت و جانفشانى در راه آن مساوى بودند. هيچگاه امام حسن عليه السّلام از بذل جان عزيز خويش دريغ نكرد و امام حسين عليه السّلام در ايثار و از خودگذشتگى در راه خدا، از برادرش سخاوتمندتر نبود، بلكه با حفظ جان خويش، آن را براى ورود به عرصه جهاد و مبارزهاى ساكت و آرام، مهيّا ساخت و آنگاه كه زمان مناسب فرا رسيد، شهادت در كربلا قبل از آنكه حسينى باشد شهادتى حسنى تلقّى مىشد و ماجراى روز ساباط براى كاوشگران اهل خرد، در زمينه جانفشانى و ايثار، داراى معانى ژرفتر از روز عاشورا بود زيرا دلاورى امام مجتبى عليه السّلام در ايفاى نقش انسانى شكيبا و بردبار در تحمّل ناملايمات و دشوارىها و در قالب شخصيت فروتنى كه به قيامى دست نزد بود، تبلور داشت و شهادت، در صحنه عاشورا نخست حسنى و در مرحله دوم حسينى به