پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٠ - رد خويشاوندى سببى امويان
ردّ خويشاوندى سببى امويان
معاويه خواست با برقرارى خويشاوندى سببى با بنى هاشم، به عزت و سربلندى دست يابد. از اينرو، به مروان حكم فرمانروايش بر مدينه نوشت كه زينب دختر عبد اللّه بن جعفر را با هر مهريهاى كه پدرش تعيين نمايد و پرداختن بدهى وى به هر اندازهاى كه باشد و ايجاد صلح و آشتى ميان بنى هاشم و بنى اميه، براى يزيد خواستگارى كند. مروان شخصى را در پى عبد اللّه فرستاد، وقتى عبد اللّه نزد مروان آمد، وى در مورد خواستگارى دخترش با او به گفتوگو پرداخت. عبد اللّه در پاسخ وى گفت: امور مربوط به زنان ما در دست حسن بن على عليه السّلام است، از او خواستگارى نما. مروان نزد امام شرفياب و دختر عبد اللّه بن جعفر را از او خواستگارى كرد. حضرت فرمود: براى اين كار هركس را دوست دارى جمع كن. مروان بيرون شتافت و بنى هاشم و بنى اميه را به يك اندازه گرد آورد و در جمع آنان سخن گفت و موضوعى را كه معاويه مطرح كرده بود براى حضرت تبيين كرد.
امام عليه السّلام بعد از حمد و ثناى الهى بدو چنين پاسخ داد:
آنچه را در مورد تعيين مهريه دختر عبد اللّه توسط پدرش عنوان كردى، (اين را بدان) كه ما از سنت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله در مورد مهريه خانواده و دخترانش[١] رو گردان نيستيم. در مورد پرداخت بدهى پدرش، سخن گفتى بگو ببينم از كى تاكنون زنان ما بدهى پدرانشان را پرداختهاند و نسبت به صلح و آشتى ميان دو گروه، (بايد بدانى كه) ما به خاطر خدا و در راه رضاى او با شما دشمنى داريم و براى دنيا هيچگاه با شما از در صلح و آشتى در نخواهيم آمد ...
امام عليه السّلام در پايان سخنانش فرمود:
[١] . سنت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله در مورد مهريه همسران و دخترانش چهارصد درهم بوده است.