پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٠ - ٨ طلايهداران سپاه امام حسن عليه السلام
معاويه با آشنايى كاملى كه به نقاط ضعف سپاهيان امام حسن عليه السّلام داشت و با استفاده از اين موقعيت و به اقتضاى شرايط موجود، به طرح نقشهاى پرداخت، كه مىتوانست به نزاع بين امام و معاويه پايان دهد. به اين ترتيب كه امام را به صلح فرا بخواند و به ظاهر شروط دلخواه آن حضرت را بپذيرد كه اگر امام عليه السّلام پذيراى آن شود، دامهايى كه بر سر راه فرماندهان و سران سپاه حضرت تنيده است، براى جلوگيرى از برخورد دو سپاه كافى به نظر مىرسيده و امام را در برابر عمل انجام شده، به رضايت وامىدارد.
٨. طلايهداران سپاه امام حسن عليه السّلام
امام حسن عليه السّلام با سپاه خويش به نخيله رسيد. با درنگى در آن منطقه به سازماندهى لشكريانش پرداخت، آنگاه از آنجا به حركت درآمده تا به «دير عبد الرحمان» رسيد در آنجا سه روز اقامت گزيد تا سربازانى كه عقب مانده بودند به او بپيوندند. حضرت براى كسب اطلاع از دشمن و زمينگير كردن آن به اعزام طلايهداران سپاه خويش پرداخت. اين افراد را كه تعدادشان به دوازده هزار تن مىرسيد از ميان با وفاترين ياران و برجستهترين عناصر سپاهش برگزيد و فرماندهى كل لشكر را به پسر عمويش عبيد اللّه بن عباس سپرد و قبل از حركت، وى با سخنانى ارزشمند او را چنين سفارش فرمود:
پسر عمو جان! دوازده هزار تن از جنگاوران عرب و قاريان مصر را به همراهت اعزام نمودم، آنان را گسيل دار و به نرمى و ملايمت با آنان سخن بگو و با چهره گشاده با آنان روبرو شو. در مورد آنان متواضع و فروتن باش. آنها را به خود نزديك گردان، زيرا آنان باقيمانده ياران مورد اعتماد پدرم امير المؤمنيناند. سپاهيان را از رود فرات عبور ده تا زمانى كه با معاويه روبرو گردى هرگاه با او رويارو شدى، وى را همچنان نگاهدار تا من نزد تو آيم، زيرا به زودى