پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٦ - ١٢ شخصيت ادبى امام مجتبى عليه السلام
شماست ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ و از دودمانى هستيد كه از يكديگريد و خدا شنوا داناست[١]
آن روز كه معاويه به پيشنهاد عمرو عاص كوشيد براى آشكار ساختن عدم توانايى امام مجتبى عليه السّلام به سخن گفتن، خطابه حضرت را قطع كند تا مردم شيفته بلاغت آن بزرگوار نشوند، توانايى در هنر و بلاغت امام بر همگان متجلّى گشت.[٢]
چنانكه يادآور شديم امام حسن عليه السّلام در ساختار خطابههاى نظامى دوران پدر ارجمندش و بعد از آن، سهم بسزايى داشت و در سخنان آن حضرت دقّت ساختار عبارات و پيوستگى عناصر آهنگ و بيان را به وضوح ملاحظه كرديم.
نامهها و مكاتبات امام مجتبى عليه السّلام با عباراتى كوتاه و پرمعنا از امتياز خاصى برخوردار بود كه نمونهاى از آن را در دو نامه حضرت، يكى به معاويه و ديگرى به زياد بن ابيه، كه هريك بيش از دو سطر نبودند مىتوان يافت. امام در پاسخ نخستين فرد- معاويه- كه دو تن جاسوس بر حضرت گماشته بود، مرقوم فرمود:
اما بعد؛ (معاويه!) تو دست به اعزام جاسوس زدهاى، گويى دوست دارى خود را درگير نبرد سازى، من در اين موضوع ترديدى ندارم، به خواست خدا در انتظار آن باش، خبر يافتهام كه چون نابخردان به شماتت پرداختهاى.[٣]
امام عليه السّلام طى نامه ديگرى به زياد بن ابيه، كه يكى از افراد باايمان را مورد
[١] . تحف العقول ٢٣١.
[٢] . به حياة الامام الحسن ٢/ ٣٩٨- ٣٠٠ مراجعه شود.
[٣] . ارشاد شيخ مفيد ١٨٩.