پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٧ - شعر و ادب
آزار و اذيّت و پيگرد قرار داده بود، از او درخواست نمود دست از او بردارد.
زياد در پاسخ نامه امام حسن عليه السّلام نامهاى به اين مضمون به آن حضرت نوشت:
«از زياد بن ابى سفيان به حسن بن فاطمه، اما بعد؛ نامهات بدستم رسيد، در آن نامه قبل از من خود را ستوده بودى، در صورتى كه من حاكم و فرمانروا هستم و تو دست نياز به سمت من آوردهاى»[١]
پرواضح است كه مضمون اين نامه زياد، حاكى از احساس بيمارگونه عقده حقارت و كمبود شخصيت وى بوده است، او خود را به ابو سفيان و امام حسن عليه السّلام را به فاطمه زهرا عليها السّلام نسبت مىدهد. ولى امام مجتبى عليه السّلام در دو سطر به گونهاى به وى پاسخ مىدهد كه به كلى شخصيت او را متلاشى مىكند، حضرت بدو مرقوم فرمود:
«من الحسن بن فاطمة الى زياد بن سميّة، اما بعد، فإنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله قال: الولد للفراش و للعاهر الحجر»؛[٢]
از حسن پسر فاطمه به زياد پسر سميّه، اما بعد؛ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمود: فرزند، از آن صاحب پسر (شوهر) است و زناكار بايد سنگسار شود.
شعر و ادب
١. امام حسن مجتبى عليه السّلام پيرامون يادآورى مرگ، فرمود:
|
قل للمقيم بغير دار إقامة |
حان الرحيل فودّع الأحبّة |
|
|
إنّ الذين لقيتهم و صحبتهم |
صاروا جميعا في القبور تربة |
|
يعنى: به آنان كه در اين سراى ناپايدار اقامت گزيدهاند بگو: زمان كوچ
[١] . جمهرة الرسائل ٢/ ٣.
[٢] . همان ٣٧.