پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٦ - ٣ اعزام امام مجتبى عليه السلام
اگر زمام امور را خردمندان و فرزانگان برعهده گيرند براى حال و آينده بهتر و سرانجامى نيك خواهد داشت. بنابراين، دعوت ما را بپذيريد و در گرفتارىهايى كه براى ما و شما پيش آمده ما را يارى دهيد. امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمايد: اكنون كه من به پا خاستهام يا ستمكارم يا ستمديده، ولى خدا را به يادتان مىآورم هركس بخواهد حق خدا را رعايت كند بايد به پا خيزد، اگر مرا مظلوم مىپندارد يارىام كند و اگر ظالم و ستمكار مىيابد بگيرد و كيفر دهد، به خدا سوگند! طلحه و زبير نخستين كسانى بودند كه دست بيعت به من دادند و اولين افرادى بودند كه پيمان شكنى نموده و خيانت ورزيدند [گناهم چه بود] كه چنين كردند؟ آيا مالى را اندوخته و يا حكمى از احكام خدا را تغيير دادم؟ مردم! اكنون به پا خيزيد و مردم را به كارهاى نيك سفارش كرده و از زشتىها بازداريد.[١]
مردم با جان و دل به نداى امام حسن عليه السّلام پاسخ مثبت دادند، ولى مالك اشتر كار را آن زمان پايان يافته مىديد كه ابو موسى با خوارى و ذلت و قدرتى درهم شكسته، از شهر بيرون رانده شود، ازاينرو، با جمعى از هوادارانش كاخ فرمانروايى را به محاصره درآورده و ابو موسى را از آن بيرون راندند. كار امام عليه السّلام كه پابرجا گشت با مردم سخن گفت و آنها را براى جهاد و مبارزه دعوت كرد و فرمود:
مردم! من فردا صبح حركت مىكنم، هريك از شما تمايل دارد مرا همراهى كند سواره و يا از طريق آب (با قايق) حركت كند.
انبوه جمعيت، خواسته امام حسن عليه السّلام را پذيرا شدند. قيس بن سعد كه از شادى ديدن اين منظره در پوست خود نمىگنجيد، اشعارى بدين شرح سرود:
[١] ..