پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٢ - ٤ مبارزات امام حسن عليه السلام
وقتى آن بزرگوار به شهادت رسيد، مسلمانان پس از او مرا به خلافت برگزيدند، از خدا مسألت دارم در اين دنياى گذران چيزى به من نبخشد كه روز رستاخيز، در پيش گاه حق، از رحمت و كرامتش بكاهد. (اى معاويه)! اين نامه را بدان جهت برايت مىنويسم كه بين من و خدا، عذرى درباره تو باقى نماند و بر تو اتمام حجت شود اگر پذيراى حق شوى بهرهاى فراوان خواهى برد. به مصلحت مسلمانان كوشيدهاى.
بنابراين، دست از ستمكارى هميشگىات بردار و مانند ساير مسلمانان با من دست بيعت بده، تو خود مىدانى كه من در پيشگاه خدا و نزد هر مسلمان خداجويى، از همه به خلافت سزاوارترم. از خدا پروا كن و از سركشى دست بردار و خون مسلمانان را حفظ كن. به خدا سوگند! همين اندازه [كه بار خود را سنگين كردهاى] براى حضور در پيشگاه خداوند تو را بس است، ديگر با دستان آغشته به خون آنان به ديدار خدا رفتن خيرى بيش از پاداش خونريزىات نصيب تو نخواهد كرد (كار خود را نزد خداوند چنان دشوار كردهاى كه راه گريزى از كيفر حضرتش ندارى).
به اطاعت درآى و تسليم شو و با حقجويان و آنانكه از تو به خلافت شايستهترند، ستيزه مكن تا خداوند آتش جنگ را فرو نشاد و مسلمانان را يكدل و يكپارچه و ميانشان صلح و اشتى برقرار سازد. اگر در سركشىات همچنان پافشارى داشته باشى، به همراه مسلمانان آهنگ تو خواهم كرد و به محاكمهات خواهم كشاند، تا خدايى كه برترين داورهاست، ميان ما داورى نمايد.[١]
در پاسخ معاويه به نامه امام چنين آمده است:
«... توبه خوبى آگاهى كه قلمرو حكومت من از تو بيشتر و تجربهام در كار اين مردم افزونتر است؛ در سن، از تو بزرگترم و تو در آنچه از من درخواست كردى سزاوارترى كه به من پاسخ مثبت دهى. بنابراين، به اطاعت من گردن بنه پس از من خلافت از آن توست. از بيت المال عراق هر مبلغ كه بخواهى در
[١] . مقاتل الطالبيين ٥٦- ٥٥.