پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٤ - ٥ حركت معاويه به عراق و موضع امام عليه السلام
فرمانروايانش فرستاد آمده است: «اما بعد، سپاس خدايى را كه دشمنان شما و قاتلان خليفه شما را نابود ساخت. خداوند با لطف خود مردى از بندگانش را به سراغ على بن ابيطالب فرستاد و او را ترور كرده و از پا درآورد و هوادارانش دچار تفرقه و پراكندگى شده و به اختلاف افتادند. نامههاى اشراف و بزرگان و سران كوفه كه به دست ما رسيد، براى خود و عشايرشان درخواست اماننامه كرده بودند. اكنون به مجرد رسيدن اين نامه به دست شما، تمام تلاش خود را به كار گيريد و با كليه سربازان و تجهيزات خود به سوى من بشتابيد. سپاس خداى را كه انتقام خود را گرفتيد و به آرزوى خود نايل آمديد و خداوند، سركشان و دشمنان را نابود ساخت ...»[١]
با رسيدن اين نامه، كارگزاران و فرمانداران معاويه، به تحريك مردم پرداخته و آنان را براى حضور و آمادگى در جنگ با گل رخشنده و نواده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله تشويق و ترغيب كردند و در اندك مدتى سپاهى گران به معاويه پيوست، كه از كليه تجهيزات برخوردار بود.
معاويه با آن نيروى سهمگين فريبخورده و آزمندى كه برايش فراهم آمد، پيشروى خود را به سوى عراق آغاز كرد و خود شخصا فرماندهى لشكريان را بر عهده گرفت و ضحاك بن قيس فهرى را در پايتخت جانشين خود قرار داد. تعداد شصت هزار سرباز و به گفتهاى بيش از اين مقدار، معاويه را همراهى مىكردند. (آنچه مهم به نظر مىرسد اين است كه) اين سپاه با هر تعدادى، تسليم گفته معاويه و مطيع دستورات وى و مجرى خواستههايش بودند. معاويه با اين لشكر انبوه بيابان و صحرا در نورديد، وقتى به منطقه پل
[١] . مقاتل الطالبيين ٣٨- ٣٩.