پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٢ - ١٣ شب شهادت
ابو قبيس فرود آمد و دو سنگ برداشت و بر روى بام كعبه برد و آنها را برهم زد، سنگها چونان خاكستر نرم و از هم پاشيده شد به گونهاى كه ذرّات آن همه خانههاى مكه و مدينه را فراگرفت.
امام حسن عليه السّلام پرسيد: پدر! تعبير اين خواب چيست؟
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: اگر تعبيرش ظاهر شود پدرت كشته مىشود و عزا و ماتم كشته شدن او همه مردم مكه و مدينه را در سوك مىنشاند.
امام حسن عليه السّلام بىقرار و سراسيمه از جا جست و با صدايى آرام و پراندوه از پدر پرسيد:
پدر! اين فاجعه كى رخ مىدهد؟
امام على عليه السّلام فرمود: «خداى متعال در قرآن مىفرمايد: وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ[١]
هيچكس نمىداند فردا چه بهدست مىآورد و كسى نمىداند در چه سرزمينى از دنيا مىرود ولى حبيب من پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمود: اين حادثه در دهه آخر ماه رمضان اتفاق خواهد افتاد و قاتل من ابن ملجم است.
امام حسن عليه السّلام عرضه داشت: اكنون كه قاتل خود را مىشناسى وى را بكش.
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: قبل از جنايت، قصاص جايز نيست و هنوز او كارى انجام نداده است». امام على عليه السّلام فرزندش را سوگند داده تا به بستر خود بازگردد و امام حسن نيز چارهاى جز اطاعت فرمان پدر نداشت.[٢]
[١] . سوره لقمان/ آية ٣٤.
[٢] . حياة الامام الحسن ١/ ٥٥٧- ٥٨٨.