پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٥ - ٤ حديث و سيره
مىرسيد و هركس سخنى داشت به نوبت سخن مىگفت، اگر مطلبى سبب خنده اهل مجلس مىشد او نيز مىخنديد و اگر از چيزى شگفتزده مىشدند، او نيز شگفتزده شده و تعجّب مىكرد و بر گفتار اشخاص غريب تازهواردى كه بىادبانه با آن حضرت سخن مىگفتند، صبر و بردبارى نشان مىداد تا جايى كه يارانش آنان را جذب مىكردند.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله هرگز ثنا و ستايش كسى را در حق خود پذيرا نبود مگر اينكه ثناى او به عنوان تشكر از آن حضرت تلقى مىشد و سخن كسى را قطع نمىكرد مگر اين كه از حدّ معمول تجاوز مىنمود كه در اين صورت يا با نهى كردن و يا برخاستن از مجلس، سخنش را قطع مىكرد.
امام مجتبى عليه السّلام فرمود: به پدر بزرگوارم عرض كردم: سكوت حضرت چگونه بود؟
سكوت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله در چهار وجه متبلور بود: بر حلم و بردبارى، بر حذر، بر تقدير، بر تفكّر و انديشه. سكوت در تقدير به گونهاى بود كه همه مردم را به يك چشم مىنگريست و به گفتار همه به يك نحو گوش مىداد و سكوتش در تفكّر چنان بود كه درباره چيزهايى باقى ماندنى و امور فناناپذير، مىانديشيد. و سكوت حضرت در حذر به چهارگونه صورت مىپذيرفت:
كار نيك را انجام دهد تا ديگران از او پيروى كنند. امور زشت و ناپسند را ترك كند تا مردم نيز از انجام آن خوددارى نمايند. در امورى كه مصلحت مسلمانان در آن بود تلاش كند. به كارهايى اقدام نمايد كه خير دنيا و آخرت مردم را در پى داشته باشد.[١]
[١] . به الموفقيّات ٣٥٤- ٣٥٩، أنساب الاشراف ١/ ٣٩٠، المختصر في الشمائل المحمدية ترمذى ٢٩ مراجعه شود.