پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٣ - بخش سوم نيازهاى دوره حضرت امام عسكرى عليه السلام
اما از ديگر سوى حاكمان مجبور بودند تا افكار عمومى دنياى اسلام را نيز رعايت كنند و اين مسأله مانع از آن بود تا آنچه را كه در دل داشته و در سر مىپروراندند به موقع اجرا درآورده، به برنامهريزى آشكار عليه اهل بيت عليهم السّلام بپردازند، و اين همان اراده خداوند است كه بالاتر از اراده آنان است. البته آنان در عين حال از توطئههاى پنهان براى توجيه كشتن و از ميان برداشتن هريك از امامان اهل بيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فروگذار نمىكردند.
آنان درباره حضرت امام حسين عليه السّلام اينگونه شايع كردند كه از دين جد خود خارج شده است و قتلش واجب است، در حالىكه او كسى بود كه مىخواست امت جد خود را اصلاح نمايد.
حضرت امام كاظم عليه السّلام و امامان پيش از آن حضرت نيز همواره متهم بودند كه براى قيام بر عليه حكومت مركزى برنامهريزى كرده و طرفدارانشان از اطراف و اكناف مملكت اسلامى براى آنها پول مىآورند.
درباره حضرت امام رضا و امام جواد عليهما السّلام نيز عليرغم اينكه مأمون مىدانست در ترور حضرت امام رضا عليه السّلام متهم اصلى است و معتصم هم دختر مأمون را براى ارتكاب جنايت ترور حضرت امام جواد عليه السّلام مأمور كرد، [و اين مطلب از چشم امت اسلام به دور نخواهد ماند] اما اين دو امام بزرگوار به شكلى بسيار حيلهگرانه و پليد به دست اين دو تن به شهادت رسيدند.
در عين حال پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله آرزوهايى براى آينده امت اسلامى داشتند؛ امتى كه به تقدير الهى مىبايست امتى شاهد و ميانه باشد كه عقبماندگان خود را به حد او برسانند و پيشىگرفتگان بازگردند تا به اصول و معيارهاى آن رسيده، در نتيجه پرچم «لا اله الّا اللّه و محمّد رسول اللّه» در چهار گوشه زمين برافراشته شده، دين حق عليرغم اكراه كافران بر همه اديان پيروز و مسلط گردد،