پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٩ - ج - روايات امام هادى عليه السلام درباره امامت امام عسكرى عليه السلام
ارسال مىنمايد و در مورد ديگر مىبينيم آن حضرت براى تحقق اين امر بعد از وفات خود شواهدى را كه كشف از اين امر مىكند به جا مىگذارد تا به وضوح بيشتر اين امر دامن زده باشد.
٢. مسأله ديگرى كه از بررسى اينروايات به دست مىآوريم اين است كه رواياتى كه در پاسخ سؤالات وارده درباره كسى كه بعد از حضرت امام هادى منصب امامت را به دوش مىكشد مىباشد، قبل از وفات فرزند آن حضرت محمّد آغاز شده و به تدريج اينگونه روايات تا اواخر زندگى شريف حضرت امام هادى عليه السّلام ادامه مىيابد.
عليرغم اينكه بيشترين گمانها معطوف به امامت محمّد (ابو جعفر) فرزند بزرگ امام هادى عليه السّلام بعد از آن حضرت بود، در زمان حيات وى هيچ نصّ صريحى نسبت به امامت او نيافتهايم. بلكه گاه رواياتى يافته مىشود كه مىتوان از آنها نفى امامت از او را از آنها دريافت. چه اينكه از كلمات امام عليه السّلام نيز درمىيابيم كه بيان اين امر را به وقت مناسب واگذار مىكردهاند. اما پس از اينكه ابو جعفر دار فانى را وداع گفت، اشارات آن حضرت به امامت امام حسن عسكرى آغاز شده و پس از آن اشارات، به تدريج تصريحات آمده، تا آنجا كه اين تصريحات متواترا به گوش راويان ثقه و شيعيانى كه به امر امامت اهتمام مىورزيدند مىرسيد.
٣. دو روايتى كه در رابطه با امر امامت از حضرت امام هادى عليه السّلام قبل از وفات فرزندش محمّد صادر شده، روايت دوّم و هفتم از رواياتى است كه در كافى در باب اشاره و نصّ بر حضرت امام عسكرى عليه السّلام روايت شده است.
اينك به اين دو روايت توجّه كنيد:
روايت هفتم: سند اينروايت، به على بن عمرو عطّار مىرسد كه گويد: در