پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٤ - امام هادى عليه السلام و هماوردى علمى
ابن خصيب از ظالمان و جباران روزگار بود. منتصر او را به وزارت برگزيد. اما هنگامى كه وى به ظلم و ستم مشهور شد از كار خود پشيمان شد.
نمونهاى از رفتار ظالمانه او اين است كه روزى سوار بر اسب حركت مىكرد.
شخص ستمديدهاى به قصد تظلّم ركاب او را گرفت و قصه خود را باز گفت.
وى پاى خود را از ركاب بيرون آورده و چنان به سينه آن مظلوم كوبيد كه او را كشت. مردم اين قصّه را دهان به دهان نقل كردند و يكى از شاعران اين شعر را در رابطه با اين قصّه سرود:
«به خليفه بگو اى پسر عموى محمّد، وزير خود را افسار كن چراكه او لگدپران است»
«او را درباره لگد انداختن به سوى مردمان مورد سؤال قرار بده و اگر طالب مال هستى بدانكه وزير تو اموال بسيارى دارد»[١]
امام هادى عليه السّلام و هماوردى علمى
مبارزه حكومت با حضرت امام هادى عليه السّلام به برنامهريزىهاى سركوبگرانه منحصر نبود، بلكه هر از گاهى سعى مىكردند تا در مجالس عمومى حضرت امام هادى عليه السّلام را به وسيله سؤالات سخت علمى كه واعظان و عالمان دربارى براى آن حضرت طرح مىكرده و با آن حضرت به مناظره و محاجّه مىپرداختند، به زحمت بيندازند تا بلكه آن حضرت عاجز شده و مقام علمى آن حضرت زير سؤال برود.
[١] . مروج الذّهب ٤/ ٤٨، الكامل فى التّاريخ ٥/ ٣١١.
|
قل للخليفة يا ابن عم محمد |
أشكل وزيرك انه ركال |
|
|
أشكله عن ركل الرجال فان ترد |
مالا فعند وزيرك الأموال |
|