پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٣ - سيره نبوى در ميراث امام عسكرى عليه السلام
بيابد و او را بكشد. دانيال پول بسيارى با خود برداشت تا آنكه در اين راه به مصرف برساند. دانيال بخت النصر را كه پسر بچهاى ضعيف و مسكين بوده، هيچ قوت و توانايى نداشت در بابل يافت، فرستاده ما او را گرفت تا بكشد، اما جبرئيل از او دفاع كرد و به فرستاده ما گفت: اگر پروردگارتان به هلاكت شما و ويرانى بيت المقدس فرمان داده است هرگز تو را بر اين پسر مسلط نخواهد كرد و اگر اينچنين نمىباشد براى چه او را مىكشى؟ فرستاده ما حرف جبرئيل را تصديق كرد و كودك را ترك نموده به سوى ما بازگشت و اين خبر را به ما داد. بخت النصر نيز بزرگ شده، به پادشاهى رسيد و به جنگ ما آمد و بيت المقدس را خراب كرد و ما به همين سبب جبرئيل را دشمن خود مىدانيم، ميكائيل هم دشمن جبرئيل است.
سلمان گفت: اى ابن صوريا آيا با همين عقل به بيراه رفته، گمراه شدهايد؟
چرا نياكان شما در حالىكه خداوند متعال در كتابهاى آسمانى و بر زبان رسولان خود خبر داده بود كه او بخت النصر به حكومت مىرسد و بيت المقدس را خراب مىكند كسى را فرستادهاند تا بخت النصر را بكشد؟ آيا آنان مىخواستند انبياى خدا را در اين خبرى كه از خداوند متعال رسيده تكذيب كرده آنها را در اخبارشان متهم [به دروغگويى] نمايند؟ يا صدق گفتار و خبر دادن آنها از كلام خداوند متعال را مىدانستند و در عين حال مىخواستند خداوند متعال را شكست بدهند؟ آيا كسانى كه آن شخص را براى كشتن او [بخت النصر] فرستادند به خدا كافر نشدند؟ چگونه مىتوان به دشمنى جبرئيل معتقد شد در حالىكه وى دانيال را از مبارزه با خداوند عز و جل باز داشته و از تكذيب خبر خداوند متعال نهى نموده است؟
ابن صوريا گفت: خداوند متعال اين خبر را از زبان پيامبرانش بيان فرموده