پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٠ - ٤ كاتب معتمد خليفه عباسى
٤. كاتب معتمد خليفه عباسى
از ابو جعفر احمد قصير بصرى روايت شده است كه گفت: ما در نزد سيّد و مولاى خود ابو محمّد عليه السّلام (امام حسن عسكرى عليه السّلام) بوديم كه خادمى از دستگاه حكومت كه داراى مقام بالايى بود وارد شد و به امام عسكرى عليه السّلام عرضه داشت: امير المؤمنين تو را سلام مىفرستد و مىگويد: انوش نصرانى به ما نامهاى نوشته و خواسته است تا دو پسر او را تطهير كنى. وى از ما خواسته تا از تو بخواهيم كه سوار بر مركب شده به خانه وى رفته و براى سلامتى و زنده ماندن پسر او دعا كنى. من نيز دوست مىدارم كه تو اين كار را به انجام برسانى البته ما بدان سبب تو را براى انجام اين كار به زحمت انداختيم كه انوش گفته است: ما به دعاى بازماندگان خاندان نبوّت و رسالت تبرّك مىجوييم.
مولاى ما حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در پاسخ فرمودند:
«الحمد للّه الذي جعل النصارى أعرف بحقنا من المسلمين»
ستايش خداوندى را كه نصارى و مسيحيان را در شناختن حقّ ما از مسلمانان داناتر و عارفتر قرار داده است.
سپس دستور دادند تا اسب ايشان را زين كنند. آن حضرت بر مركب سوار شده ما نيز در معيّت ايشان بر انوش نصرانى وارد شديم. ناگاه ديديم انوش در حالى كه كشيشان و خادمان كليسا و راهبان اطراف او را گرفته بودند و انجيل بر سينه او بود با سروپاى برهنه به استقبال آن حضرت آمد. او در جلوى در به امام عسكرى عليه السّلام رسيده و به او گفت: اى سرور و مولاى ما، من به اين كتابى كه تو به آن داناتر از ما هستى توسّل مىجويم كه گناه ما را در به زحمت انداختنت ببخشى، و به حق مسيح عيسى بن مريم و انجيلى كه از جانب خداوند متعال آورده است سوگند ياد مىكنم كه از خليفه نخواستم كه اين مطلب را از تو