پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩١ - امام مهدى عليه السلام در ميراث امام حسن عسكرى عليه السلام
اين امر [امامت] مسألهاى گذرا و زودگذر بود كه شما به آن معتقد شده و آن را بهعنوان دين پذيرفته بوديد و هنگام اتمام آن مشخّص بود موردى براى شك موجود بود اما اگر اين امامت امرى است كه تا كارهاى خداوند عز و جل در جريان است پيوسته است اين شك را چه معنايى است[١].
امام مهدى عليه السّلام در ميراث امام حسن عسكرى عليه السّلام
از حسن بن ظريف روايت شده است كه گفت: دو مسأله در دل من ايجاد شد كه قصد كردم آن دو را در نامهاى نوشته و به سوى حضرت امام حسن عسكرى بفرستم و از آن حضرت پاسخ بخواهم. نامه را نوشته و از آن حضرت درباره قائم پرسيدم كه آن هنگام كه قيام كند بر چه اساس قضاوت خواهد كرد؟
و مكانى كه آن حضرت براى قضاوت در ميان مردم در آنجا مىنشيند كجاست؟ و مىخواستم كه از آن حضرت چيزى هم درباره درمان تب نوبه (تبى كه هر چهار روز يك بار عود مىكند) بپرسم اما فراموش كردم كه چيزى در اين رابطه بنويسم. جواب از آن حضرت بدينگونه آمد كه:
از اين مسأله سؤال كردى كه چون قائم در ميان مردم قيام نمايد بر چه اساس قضاوت مىكند. او در ميان مردم مانند داود پيامبر عليه السّلام به علم خود قضاوت مىكند و از بيّنه سؤال نمىكند. و مىخواستى درباره تب نوبه سؤال كنى و فراموش كردى. ورقهاى بردار و در آن بنويس يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ؛ اى آتش، براى ابراهيم سرد و بىآسيب باش و آن را به گردن شخص تبدار بياويز كه به اذن خداوند متعال إن شاء اللّه سالم مىشود.
من نيز چنين كاغذى را نوشته و بر گردن شخص تبدار آويختم، اين مداوا
[١] . كمال الدّين/ ٢٢٢.