پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٩ - مبحث هشتم امام عسكرى عليه السلام و رعايت مسائل امنيتى
آنگاه ديدم كه در داخل چوب نامههايى موجود است، من سريعا چوب را برداشته و در آستين خود گذاشتم. سقا با عصبانيت به داد و فرياد پرداخته، مرا و مولايم را دشنام مىداد. هنگامى كه من در بازگشت به نزديك درب خانه رسيدم كنار در دوّم عيسى خادم به استقبال من آمد و گفت:
مولايت مىگويد: «چرا آن قاطر را زدى و پايه در را شكستى؟».
من عرضه داشتم: مولاى من، من نمىدانستم كه در داخل آن پايه چيست.
آن حضرت فرمودند: اما احتياج هم نبود كه به كارى مبادرت ورزى كه بعد محتاج معذرت خواهى از آن شوى. ديگر چنين كارى انجام نده، و اگر شنيدى كه درباره ما سخنى گفته شد، به راهى كه به آن مأمور شدهاى برو و بر حذر باش، به كسى كه ما را دشنام مىگويد جواب ندهى و اصلا خود را به او نشناسانى كه چه كسى هستى. چراكه ما در شهر و منطقهاى بد زندگى مىكنيم. تو به راه خود برو و بدانكه اخبار و احوال تو به ما مىرسد[١].
در اينروايت نكات بسيار و مهمى در عرصه عمل تشكيلاتى به چشم مىخورد. همچنانكه اينروايت به وضوح اين مطلب را روشن مىدارد كه سرّى بودن و مخفىكارى كامل در همه فعاليتها از ناحيه امام و اصحاب نزديك آن حضرت، براى به سلامت گذشتن از مشكلاتى است كه شرايط زمان و مكان در برابر آنان ايجاد مىنموده است، لذا است كه مىبينيم امام عليه السّلام فرستاده خود را از درگير شدن با مسائلى كه در اثر آن هويت او، يا ارتباطش با امام عليه السّلام كشف شود بر حذر مىدارد. حتّى اگر كسى وى، يا حتّى امام عليه السّلام را در برابر او دشنام گويد. فرستاده امام بايد از همه اين مسائل صرفنظر نموده و چنان برخورد نمايد كه گويا او موردنظر گوينده آن كلام نبوده و به سمت مأموريت خويش برود تا بدين وسيله مأموريت او كشف نشده و كسى از مأموران سلطنتى بر آنچه را كه امام عليه السّلام براى وكيلان و افراد مورد اعتماد خود
[١] . مناقب آل ابى طالب ٤/ ٤٦٠، ٤٦١.